کتابخانه حقوق بشر



















سه شنبه 15 شهريور 1384

جایگاه دین در دموکراسی های مدرن، بخش دوم، کاظم رنجبر

II-نگاه مختصر به تاریخ قرن شانزدهم و هیفدهم انگلستان،وشروع جنگهای مذهبی ویرانگر ، در این کشور.


-قرن شانزدهم انگستان ، با سلطنت هانری هفتم ، (متولد 1485-مرگ1509) میلادی از خاندان تودور Tudor)) یکی از با شکوهترین سلسله ً سلطنتی این کشور شروع شد. پادشاهان این سلسله تمام طول قرن شانزدهم ، در انگلستان سلطنت کردند.هانری هفتم ، مالکین بزرگ را از داشتن دسته های مسلح منع کرد.برای تحکیم قدرت شاه ، حکم تشکیل دادگاههایی بنام شاه را در سرتاسر انگلستان صادر نمود.مجمع مشاورتی پادشاه ، که از بورژوا های کاملأ وفادار شاه بودند، با تمام قدرت ، با استفاده از نهاد های ایالتی حکومت میکرد.هانری هفتم از رعایای ثروتمند خود ، جهت کار های عام المنفعه ، ما لیات میگرفت، و این مالیات داوطلبانه را نوهی اعانه یا دهش (Dons) میگفتند.
هانری هفتم ، به زودی متوجه قدرت اقتصادی ، بازرگانی و ارزش اکتشافات و اختراعات علمی برای آیندهً کشور شد،او . دانشمندان ،و بازرگانان فعال را تشویق کرد. از آن تاریخ قدرت ناوگان تجاری انگلستان لاینقطع گسترش پیدا کرد .این تحولات ف با خود مسائل پیچیده ای را نیز همراه آورد ، اماٌدر عین حال این هانری هفتم بود ،که ساختار اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی انگلستان را پایه گذاری کرد.از این جهت انگلستان ضمن حفظ منافع خود در اروپا ، به نکات استراتژیک مهم مناطق دور از آن کشور دست یافت . هانری هفتم ، با مشارکت هلند یها ، بزرگترین ناوگان تجاری جهان معاصر خود را برای وطن اش ایجاد کرد. ( در مقایسه با دور اندیشی شعور سیاسی و درک پادشاهان انگلیس در خدمت به ملت و وطنشان همین قدر کافی است که یاد آور شویم ، که 500 سال بعد از هانری هفتم ، در یک کشور بلازده ای بنام ایران ، رهبر سیاسی و دینی اش بنام «آیت الله » خمینی ، دانشگاه هها را بنام دین بست ، و میخوست علم را که جهانشمول است ، اسلامی و مکتبی بکند، استادان دانشگاه ها را از وطنشان آوراه کرد ،و فرمود « اقتصاد مال خر است !.» با این رهبران سیاسی چه شا هو چه شیخ ، میخواهیم که ملت و مملکتمان توسعه و ترقی بکند ،و قدرتهای استعماری ، ثروتهای مادی و معنوی ما را به تاراج نبرند !!!)
-اصلاحات مذهبی در انگلستان قرن شانزدهم.
-پس از مرگ زود رس هانری هفتم ، فرزند ذکور او بنام آرتور (Arthur-1491-1547) با عنوان هانری هشتم از سال 1509 تا 1547 به مدت38 سال بر انگالستان سلطنت کرد.هانری هشتم ، اوایل سلطنت ، خود را یک کاتولیک موًمن نشان میداد .وزیر او ، کاردینال واولسه (Wolsey) ، هانری هشتم را به اتحاد با پاپ تشویق میکرد.وقتیکه پاپ اجازه طلاق ملکه انگلستان ، کاترین دو آراگون ، زن هانری هشتم را نداد ، پادشاه انگلستان نخست وزیر خود واولسه را از کار برکنار کرد،و توماس کرومول (Thomas CROMWELL ) را که طرفدار اصلاحات دینی بود بجای او به نخست وزیری گماشت .(طلاق از منظر کلیسای کاتولیک ممنوع است )
توماس کرومول بر این عقیده بود ، که پادشاه انگلستان باید ، به نهاد های دینی و کلیساها سرپرستی بکند .پاپ حق دخالت در امور دینی و نهاد های مذهبی در محدوده کشور انگلستان را ندارد.توماس کرانمر (Thomas CRANNMER)-اسقف اعظم کانتربوری (Canterbury ) ، صیغه طلاق هانری هشتم را از ملکه کاترین دو آراگون را جاری کرد،و پادشاه با معشوقه خود ، آن بالوین (Anne BOLEYN) ازدواج کرد. در سال 1534 ، حکمی از طرف پادشاه صادر شد ، که بموجب آن حکم ، پادشاه انگلستان ، بعنوان رئیس کلیساهای انگلستان به مردم ا علام گردید .در واقع این حکم ، جدائی کلیساهای انگلستان از تا بعیت پاپ ، رهبر کا تولیکهای جهان را رسمیت داد .به دنبال این حکم ، توماس کرومول ، اصول جدیدی را ، بعنوان اصلاحات دینی در مراسم نیایش وارد کرد،وتمام صومعه ها را به نفع سلطنت منحل نمود ،و اموال آنهارا مصادره کرد.این اصلاحات دینی ، بدون حادثه و تصادم در بطن جامعه ً انگلستان پیش نرفت .توماس مور (Thomas MORE) و جان فیشر (Jhon FISHER) را بخاطر وفاداری به پاپ رهبر کاتولیکها ، به قتل رساندند ، اعتراضات بخشی از مردم انگلستان معتقد به کا تولیسیسم ، در بین سالهای 1536-1537 انگلستان را به آشوب و خونریزی کشید ،و لی به سختی از طرف دولت سرکوب شد.توماس کرومول و طرفدارانش سعی کردند ، که کلیسای انگلستان را به طرف پروتستانتیزم لوتر هدایت بکنند.امٌا هانری هشتم ، که برای حفظ سلطنت خود ، به کاتولیک بودن تظاهر میکرد، حکم لغو تعدد مذهب ، مشتمل بر 6 مادٌه را در سال 1539 صادر کرد. این بار قتل پروتستانها و سوزاندن آنان در میادین عمومی شهر ها ، به عنوان ملحد شروع شد . (روحانیون حکومتی در ایران امروز نیز ،مخالفانخود را با عنوانهای : مفسد فی الارض، مرتد ، ملحد ، ناصبی از جامعه طرد میکنند !!! ). هانری هشتم اینبار برای حفظ تاج وتخت خود ، پشتیبانی اش را از توماس کرموول سلب کرد ، و این مرد را در در سال 1540در ملاً عام با ساطور ، گردن زدند. در مقابل این عمل ، اینبار یکعده کاتولیکها را بعنوان خائن به دین و مملکت به قتل رساندند. هانری هشتم ، در عین حا ل که گرفتار جنگهای داخلی و مذهبی شده بود ، پادشاهی اسکاتلند را لغو کرد و آنجا را ضمیمه انگلستان نمود.این پادشاه بطور ناگهانی در سال 1547 درگذشت.
در طول نیمه دوم قرن شانزدهم ، هر سه فرزند هانری هشتم ، هر کدام به نوبه ً خود ، به سلطنت انگلستان رسیدند. ادوارد ششم که در زمان مرگ پدر 9 ساله بود ، از سال 1547 تا 1553 ، سلطنت کرد . در این مدت بر نفوذ پرتستانها در انگلستان افزوده شد . خواهر ادوارد ششم ، بنام ماری تودور (Marie TUDOR) ، که دختر ملکه کاترین دو آراگون بود ، با مقام ملکه انگلستان از سال 1553 تا 1558 سلطنت کرد ،و بار دیگر مذهی کاتولیسیسم را بعنوان مذهب رسمی به انگلستان بر گرداند .ضمن یکعده اصلا حات مذهبی توماس کران مر را به قتل رسانید.به دنبال این قتل اعتراضات مردم علیه ملکه انگلستان به شدت اوج گرفت ، مردم لقب « ماری خونخوار» به ملکه دادند.ماری تودور بعد از 5 سال سلطنت پر آشوب و جنگهای مذهبی در سال 1558 از دنیا رفت.
بعد از مرگ ملکه ماری تو دور ، خواهر ناتنی اش بنام الیزابت اوٌل ، که دختر آن بو لوین ، زن دوم هانری هشتم بود ، به سلطنت رسید. اینبار کاتولیکها ی انگلستان ، ملکه الیزابت را فرزند شرعی هانری هشتم، به رسمیت نمی شناختند. چونکه پاپ اجازه طلاق هانری هشتم از کاترین دو آرا گون را نداده بود .با تکیه بر این باور مذهبی ، برای کاتولیکها این ملکه « حرامزاده »محسوب میشد .(بخاطر حفظ قدرت و ثروت ، هرنوع توهین و تحقیر انسانها از طرف شاهان و شیوخ در طول تاریخ رایج بوده و هنوز هم رایج است ) همین عمل کاتولیکها ، علیه ملکه الیزابت ، باعث گرایش و نزدیکی او به پروتستانها شد، که اغلب بورژوا و ثروتمند بودند.پروتستانها بخاطر ظبط اموال کلیساها به ثروت و مکنت رسیده بودند، و از ملکه الیزابت پشتیبانی میکردند.
ملکه انگلستان ا لیزابت اول ،با صدور فرمان 39 مادٌه ای خود در سال 1559، یک شکل بودن مذهب را یا به قول روحانیون حکومتی در ایران امروز «وحدت کلام و وحدت مذهبی » را در انگلستان ، بنام کلیسای انگلیکن صادر کرد.در این موقع ، کاتولیکها تمام امید خود را به هم کیش خود ، ملکه اسکاتلند ، ماری استوارت ، که خود نیز کاتولیک بود بستند پاپ پی پنجم (Pie V )، در سال 1570 ملکه الیزابت اول را تکفیر کرد و او را ملحد نامید . (مثل «آیت الله » محمد تقی مصباح یزدی که مخالفان فکری و دینی خود را ملحد ، مرتد مینامد و با تحریک یک مشت جوانان متعصب ،و نا آگاه ، فتوای قتل آنها را بنام غیرت دینی صادر میکند. این اعمال چه خساراتی به آینده جامعه و مملکت وارد میکند، برای آقای محمد تقی مصباح یزدی مهم نیست .) در زمان ملکه الیزابت اول اولین گروه پالایش دینان ، (Puritiainiste ) (1)-در انگلستان ظاهر شد .بانیان این گروه که بخاطر فشار و مجازاتهای دوران ملکه ماری تودور به هلند فرار کرده بودند ، با اصول و اندیشه های ژان کالون (Jean CALVIN) (2) آشنا شده بودند. این گروه در مراجعت به انگلستان ،ا نجیل مقدس را بر مبنای تعلیمات کا لون تفسیر کرده ،و این اندیشه ها را در بین بورژوازی انگلستان تبلیغ میکردند.یکی از اصول کا لون ، ثروت آفریدن و ثروت اندوختن ، ناشی از تلاش و کار مفید اجتماعی است، که این اندیشه ، خود یکی از عوامل رشد سرمایه داری در انگستان قرن شانزدهم است . (خوانندگان آفریدن و جمع آ وری ثروت ناشی از کار مفید اجتماعی را با رانت خواری ، فساد ما لی ، قاچاق کا لا توسط باندهای مختلف ، خصوصأ آقا زاده های روحانیون حکومتی ،در دوران حکومت اسلامی ، و عدل علی ، در ایران امروز ، اشتباه نکنند ثروت آفریدن چیز ی است ، دزدیدن ،و غا رت ثروتهای ملی چیز دیگری است . )
یکی از شاخه های این جنبش مذهبی ، که با نام پرسبیترین ها مستقل ( Presbyteriennes ) معروف بودند ، به داشتن ا بتکار و استقلال فکری ،و در عین حال عدم مدارا و تسامح ، شهرت داشتند.ملکه ا لیزابت اوْل زودتر به خطرات این فرقه ، که میتوانست به قدرت سلطنت وامنیت کشور صدمه بزند آ گاه شد،و دستور محدود کردن فعایتهای آنها را صادرکرد.حاکمیت سلطنت ،به توسط ا فکار عمومی ،که پارلمان نمایندگی آ نرا داشت ، با یک تنگ نظری به فعالیتهای فرقه های مذهبی نگاه میکرد . پارلمان که به سلطنت وفادار بود ، قوانین را همراه با قانون ما لیاتها ، منظم از مجلس میگذراند.با و جود اینکه ملکه ا لیزابت اول پارلمان را کمتر احضار میکرد، امٌا اعضای آن که از طبقهً ا شراف بوده ، با تصاحب اموال کلیساها ، به مکنت و ثروت رسیده بودند. این طبقه بیش از پیش اهرمهای سیاست اقتصادی ،و حتی رهبری سیاسی کشور را در دست داشت.
در این مرحله از تاریخ انگلستان ، که اندیشه های توسعه طلبی تا حد امپریالیستی و دست اندازی به سرزمینهای نکات مختلف جهان ، خصوصأ قارهً تازه کشف شده ً (امریکا ) در برنامهً سیاسی – استراتزیک انگلستان قرار داشت. انگلستان در سر راه خود با رقیب سر سختی روبرو بود ، که میبایستی آنرا در این رقابت ، از پای در میاورد. این رقیب سرسخت اسپانیا بود.ملکه ا لیزابت اول در این رقابت سرسخت توسعه طلبی ، بین انگلستان و ا سپانیا ، حساب خصوصی نیز با فلیپ دوم ، پادشاه اسپانیا داشت. الیزابت اوٌل که به عنوان قهرمان پرتستانها ی انگلستان معروف شده بود ، کا تولیکها چندین بار ترور جانی او را طراحی کرده بودند، که در اغلب این طرحها پادشاه اسپانیا دست داشت.ملکه ا لیزابت اول میخواست ، این پادشاه گستاخ اسپانیا را برای همیشه تنبیه بکند .( خوانندگان ملاحظه بفرمایند ، جاگاه زن در انگلستان قرن شانزدهم ، یعنی 500 سال پیش از این ، و جاگاه زن در ایران امروزی زیر حاکمیت ولایت مطلقه فقیه ،و بعد أ بعضی ا یرانیا ن از خواب که بیدار میشوند ، اولین « تحلیل سیاسیشان » را چنین یاد میگیرند: ، میگویند: این انگلیس ها ما را به این روز سیاه انداخته اند!!!. نه عزیز من جهل و نادانی و وعاملان تبلیغ و گسترش آن است که ملتها را در ذلت و بدبختی نگاه میدارد . وقتیکه ملتی ذلیل و نا دان ماند ، لاشخورها و چپاولگران داخلی و خارجی به جان اش میا فتند.)
نیروی دریائی انگلستان در سال 1588 ، نیروی در یائی اسپانیا را ، که در جهان به نیروی دریائی شکست نا پذیر ( Armada invincible )معروف بود ، در یک جنگ دریائی ، بکلی از بین برد. الیزابت اوٌل در فرانسه از پروتستانها حمایت میکرد، تا بتواند بندر شمالی فرانسه ، یعنی بندر کاله (Calais )را دوباره بتصرٌف انگلستان در بیاورد .پرنس کنده (Condé) بندر لو هاور (Le Havre)را در سال 1562 ، بنفع انگلستان فتح کرد، امٌا این بندر دوباره توسط فرانسویان آزاد شد . اگر چه ا لیزابت اوٌل از هانری چهارم پادشاه فرانسه ، که آن موقع مذهب پروتستان داشت حمایت میکرد ، امٌا این حمایت بیشتر بخاطر منافع سیاسی بود ، نه وابستگی مذهبی . چونکه انگلستان میخواست ، در دست اندازی به مستعمرات اسپانیا آزاد تر باشد،و در عین حا ل با دو کشور بزرگ ارو پائی رقابت نکند.( جهت اطلاع خوانندگان ، یاد آوری میشود ، که دورهًٌ سلطنت الیزابت اول در انگلستان ، مصادف با سلطنت شاه طهماسب اول ، شاه اسماعیل دوم ،و اوائل شاه عباس کبیر از دودمان صفویه بود. در حالیکه زنان و دختران ایرانی در آن عصر ، چون امروز ، اسیر خرافات شیخ الا سلامهای نظیر ملامحمد باقر مجلسی بودند ،و امروز بعد از گذشت پانصد سال هنوز زن مسلمان در کشور های اسلامی ، از هیچ مقام و مسئولیت دولتی بر خوردار نیستند ، ملاحظه بفرمائید زن انگلیسی ، پانصد سال پیش ، در جایگاه شخص اول مملکت ، چه کار ها برای ملت و وطن اش انجام میدهد . بعد هم ما ایرانیان میگئیم دلیل بدبختی ما بیگانگان هستند !!)
در اسکاتلند ، ، ا لیزابت اوٌل ، همان سیاست پادشاهان قبل از خود را تعقیب میکرد . به عبارت دیگر سعی بر آن داشت ، که تسلط انگلستان را بر این ایالت خود مختار پادشاهی تثبیت بکند. انگلستان در دوره سلطنت الیزابت اوٌل ، به پیشرفتهای بزرگ اقتصادی ، دست یافت. این کشور ، که در زمان هانری هشتم ، سه میلیون ونیم جمعیت داشت ، در سال 1579 ،به چهار ملیون و نیم جمعیت رسید .همین افزایش جمعیت بصورت نیروی کار ، در استخراج فلزات قیمتی ، چون طلا ، نقره در قارهً امریکا ، بکار گرفته شد . سرازیر شدن فلزات قیمتی ، به اقتصاد اینگلستان ، باعث افزایش قیمت ها ، و رشد سرمایه داری را در آن کشور تسریع کرد، ودر نهایت به رفورم پولی معروف به رفرم پولی الیزابت منجر شد.رشد املاک وسیع حصار کشیده شده ، که در زبان انگلیسی به اصطلا ح Enclosures ، معروف است ، باعث از بین رفتن کشاورزان کوچک شد.این کشاورزان ، که زمینهای زراعتی خود را از دست داده بودند، بصورت گروههای گدا یان بی سر پناه در شهر ها آواره شدند .( مثل کارتن خوابها در ایران امروز اسلام ناب محمدی تحت ولایت مطلقه فقیه !)
پارلمان ، قانون ما لیات برای کمک به فقرا را تصویب کرد ، امٌا این ما لیا تها نتوانستند به خیل خانواده های فقیر و بیکار کمک جدٌی بکنند.بخشی از این نیروی کار آزاد شده ، در ناوگان دریائی انگلستان استخدام شد . هلند که سابق بزرگترین خریدار پشم از انگلستان بود ، بخاطر شورشهای کار گران نساجی آن کشور از انگلستان پشم نخرید ، همین امر باعث شد ، که انگلستان صنایع نساجی خود را گسترش و توسعه بدهد و پشم خود را تبدیل به پارچه کرده ،و به دنیا صادر نماید.در این سا لها لندن به بزرگترین مرکز بازرگانی دنیا تبدیل شد.در سال 1570توماس گروشام (Thomas GRESHAM)مرکز رویال اچنج (Royal Exchang ) نوعی بورس را پایه گذاشت .در یانوردان انگلیسی ، با جسارت وتصمیم تمام ، آبهای دنیا را زیر پا گذاشتند. ریشارد شانسلر (Richard CHANCELLOR) با کشف آرخانگلسک در شمال روسیه ، راه دریائی را برای بازرگانان انگلستان با روسیه را گشود. والتر رولیگ (Walter RALEIG )ویرجینیا ، یکی از ایالتهای معروف امریکای امروز را کشف کرد،و آنرا به ملکه انگلستان اهدا کرد.
دولت آگاه و آ شنا به مسائل جهانی زمان خود ، راه بازرگانی توًام با حرص و ولع ، سود پرستی را برای بازرگانان انگلیسی باز کرد. شرکتهای بازرگانی بزرگ ، با قوانین مشخص ، که معروفترین آنها کمپانی هند شرقی بود ، در سال 1600 تاًسیس شد. تجمل پرستی ، راحت طلبی ،در طبقه ً ثروتمند ان ، بعنوان روش و رفتار و جزو خلقیات انگلیسی مرسوم شد. در بار انگلستان ، مجلل ترین در بار اروپا بود. در مقابل این کثرت ثروت و تجملات ، اندیشه های اصالت انسانی ( Humanisme- اصالت انسانی – انسان وری ) نیز در جامعه ظهور کرد .جان کوله (John COLET)در لندن ، مدارس عمومی را برای تعلیم و تربیت کودکان و نو جوانان ، بنام Public School تاسیس کرد. بعضی کشور های اروپائی ، بعدأ از این مدارس ، بعنوان نمونه و تجربه ً موفق ، استفاده کردند و این نو ع مدارس را در کشور های خود تاسیس کردند .( لازم بیاد آوری است ، که در ایران روحانیون تا اوئل قرن بیستم با ایجاد مدارس به سبک اروپائی شدیدأ مخالفت میکردند، و با تحریک طلبه های نا آگاه و متعصب، آنان را با چوب ،چماق مسلح کرده و راهی مدارس نو بنیاد ایکه توسط انسانهای آ گاه و وطن دوست علم پرور تا سیس شده بودند ، میکردند .ابن طلاب میز و صندلی مدارس را می شکستند، و نسبت به معلمین بی حرمتی میکردند. خا طرات زنده یاد میرزا حسن رشدیه ، بنیانگذار اولین مدرسه به سبک اروپا ، در ایران ، سند ایست ننگین ، که علم ستیزی روحانیون متحجر را در تاریخ برای ابد ثبت کردهاست.)


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

توماس مور (1478-1535) که بخاطر عقایدش، از مقام نخست وزیری کنار گذاشته شده بود، به « جرم » کاتولیک بودن، به مرگ محکوم شد و در سال 1535، او را با ساطور گردن زدند. توماس مور در کتاب معروف خود، بنام Utopie نظریه نظا م حکومتی خیالی خود را در سال 1518 نوشت. مدینه ً فا ضله توماس مور شبیه جمهوری افلاطون است، که میخواهد، همه چیز اشتراکی باشد.
در این مرحله از تاریخ اجتماعی و فرهنگی جامعهً انگلستان، دو اندیشه به موزات هم، در یک جو بظاهر ٌ مسالمت آمیز توسعه میافت .این دو اندیشه عبارتبودند : 1-اندیشه آزادی و حقوق شهروندی و احترام به آزادی انسان. 2-غرور انگلیسی بودن، وفادر بودن به سلطنت و سنت های جامعه، رفتار دگرگون شده ً ملوانان و بازرگانان سود جوی و حریص انگلیسی. بر خورد این دو اند یشه انگلستان را، در قرن هیفدهم، به یکی از خونین ترین جنگهای داخلی و مذهبی وارد کرد. ( ماٌخذ: - Encyclopaedia uuniversalisبه زبان فرانسه )
-قرن هیفدهم –یا قرن آشوب ،جنگهای ویرانگر مذهبی ،و انقلاب در انگلستان

(ادامه دارد)

**************************

-(1) اینجا ما برای ترجمهً کلمهً Les Puritainistes، در زبان فارسی، برای اولین بار معادل واژه ً پالایش دینان بکار میبریم. پالایش دینان، پیروان اندیشه های ژان کالون هستند، که به اصول مسیحیت، بعنوان مسیحیت خالص ، سخت پایبند هستند،و بر این باورند، که مسیحیت را باید بصورت خالص در جامعه حاکم کرد. اصطلاحی که «آیت الله» خمینی در اوایل انقلاب، جهت تحریک و تهیج مردم ، برای اهداف سیاسی خود ، واژه ً «اسلام ناب محمدی» را در مقابل «اسلام امریکائی» دوارد فرهنگ سیاسی – مذهبی در جامعه ًایران کرد، که در واقع یک ترفند سیاسی بود ، چون تا امروز، خرافات، فساد، استبداد با تمام قدرت در ایران اسلامی! کاملا رایج است.
-(2) ژان کالون (Jean CALVIN) کشیش فرانسوی متولد 1509 در ایالت پیکاردی.مرگ 1564در ژنو) یکی از بنیانگذاران مذهب پروتستانتیسم ، معروف به فرقهً کالونیست ها است. ژان کالون علاوه بر تحصیلات الهیات ، دارای تحصیلات عمیق فلسفه، حقوق و ادبیات از دانشگاهای معتبر فرانسه اثر خود بود.
- به قلم : کاظم رنجبر .دکتر در جامعه شناسی سیاسی.kazem.randjbar@wanadoo.fr
پاریس 31 اوت 2005
- اقتباس بطور کامل و یا بطور اختصار، باذکر نام نویسنده، و سایت عصر نو، بلا مانع است.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/26056

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'جایگاه دین در دموکراسی های مدرن، بخش دوم، کاظم رنجبر' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008