
|
advertisement@gooya.com |
|
۱-قيمت نان در برخی از مناطق شمال کشور به ويژه استان های مازندران و گلستان با بيش از ۲۰۰ درصد افزايش روبرو شده است . هر چند برخی خبرها حکايت از افزايش ۷۰۰درصدی دارد. گفته شده که برخی از شهروندان اين دو استان هر قطعه نان را تا ۵۰۰ توان نيز خريده اند . صف های بسيار طولانی در مقابل نانوايی ها در سرمای زير صفر درجه ، امان مردم را بريده است .
۲- دولت برای کاهش نگرانی مردم از نبود وگرانی شديد نان در اين دو استان ، جمعه ۲۰ آذر ماه ، نان مورد نياز اين دو استان را از تهران تامين کرد . وقتی شهروندان تهرانی به روال هميشه برای تهيه نان روزانه خود به فروشگاه ها مراجعه کردند با" نداريم" روبرو شدند . پيگيری ها نشان داد که بخش بسياری از نان تهران برای مردم مازندران و گيلان فرستاده شده است .
۳--غير از نان ، در اين دو استان شير و تخم مرغ و بسياری ديگر از مايحتاج مردم ناياب شده است . هر دانه تخم مرغ به قيمت۵۰۰ تومان در شهرهای مختلف مازندران و گلستان به فروش می رسد . اين همه هرج و مرج به خاطر برف و تداوم سرما و يخ زدگی جاده ها عنوان می شود . اما اين ظاهر قضيه است .
۴-قرار بود سال گذشته فاز های ۹ و ۱۰ پارس جنوبی به بهره برداری برسد . از اين دو فاز روزانه ۵۰ ميليون متر مکعب گاز به خطوط لوله سراسر کشور و برای صادرات تزريق می شد . اما اين اتفاق نيافتاد . دليل آن نبود سرمايه ، کنار رفتن سرمايه گذاران خارجی به دلايل سياسی و موضوع تحريم ها است . هر چند دولت احمدی نژاد خبر از افزايش مداوم سرمايه گذاری های خارجی در تمام بخش های اقتصاد ايران به ويژه نفت و گاز را می دهد ، اما در عمل اتفاقاتی می افتد که همه سرمايه گذاری های رويايی دولت نهم را نقش بر اب می کند .
۵-از سوی ديگر اين دولت که قادر به افزايش بخش عرضه نبود، به دليل ناپختگی و سوء مديريت قسمت تقاضا را بالا برد . آن هم با اجباری کردن دو گانه سوز کردن خودروها . حالا هم خودروها با مشکل سوخت و گاز مايع مواجه اند و هم فشار گاز در خطوط لوله سراسر کشور کاهش يافته و همه در هول و هراس سرما گرفتارند . بنا به گفته مدير شرکت ملی گاز حداقل ۵۰۰ هزار خانوار ايرانی در استان های شمالی در معرض افت فشار و يا قطعی گاز قرار دارند . تازه اين مربوط به هفته قبل است و موج جديد سرما با شدت بيشتری در راه است .
۶-فاجعه اقتصادی مشکل کمبود گاز و سوء مديريت به اين دو سه مورد ختم نمی شود . هم اکنون سه هفته است که صنايع مختلف کشور به دليل کمبود گاز و گرانی شديد گازوئيل و کمبود آن با توقف خط توليد روبرو هستند . اما از آنجا که به نطر دولت مردان احمدی نژاد، فعلا صنايع ضرورت توجه ندارد و برای اينکه مانع نگرانی مردم و احتمالا اعتراض آنها شوند ، گاز همه صنايع را به نفع مصرف خانگی کاهش و يا قطع گاز کردند .
۷- اوضاع به حدی بحرانی است که رئيس دولت با عجله به مازندران و گلستان سفر کرد و قول داد تا دو سه روز ديگر يعنی تا دو شنبه و سه شنبه همه چيز نرمال خواهد شد . از اين بابت شانس آورديم که شير لوله گاز و گازوئيل در اختيار دولت است و گرنه معلوم نبود بنا به منطق فکری احمدی نژاد، چه کسی و يا کدام مافيا و باند وگروهی باعث اين بلوای نان و گاز شده اند .
۸-در اين وانفسا ساده ترين راه برای کاهش مصرف ، تعطيلی همه فعاليت های اقتصادی و نگاه داشتن مردم در همانجايی که هستند ، تشخيص داده شده است . يکی از نخستين جاهايی که از اين تصميمات ضربه می خورد مدارس و دانشگاه ها است . بر اساس اين تصميم ، اگر ما ملتی بوديم که در عرض جغرافيای بالاتری قرار می داشتيم ، همگی بيسواد می مانديم .
۹-به هرحال اين سرنوشت مردم ايران است . گرفتار سوء مديريتی که بايد تابستان در هراس قطع برق و تقلا و دست و پنجه نرم کردن با گرما باشند و در زمستان با نبود گاز و سرما . طنز تلخ اين دور باطل هم اين است که در تابستان بيشتر مواقع برق مناطق گرم و جنوبی کشور قطع می شود و در زمستان هم گاز مناطق سردسير و شمالی .
اين مطلب در [ما روزنامه نگاريم] وب سايت شخصی بهمن احمدی امويی ، منتشر شده است.