
|
advertisement@gooya.com |
|
ترم « هومو سویتیکوس یا Homo Sovieticus » را الکساندر ژینویف ( Alexander Zinoviev ) ریاضی دان ناراضی روس برای توضیح انتقادی وضعیت انسان شوروی به کار برد اما بعدها از این واژه به شکل گسترده ای در تحلیل ساختار اجتماعی اتحاد جماهیر شوروی و حیات اجتماعی انسان آن استفاده شد.
تولد Homo Sovieticus - انسان شوروی آغاز دهه ۳۰ است. آنگاه که استالین برنامه نوین اقتصادی Novaya Ekonomicheskaya Politika لنین و تروتسکی را ملغی و برنامه پنج ساله نخست و سپس اشتراکی سازی همه گیر خود را جایگزین آن کرد.
Homo Sovieticus یا انسان شوروی - مفهومی هم وزن « انسان نئاندرتال Homo neanderthalensis » و یا « انسان جدید Homo sapiens » است ، انسان شوروی واجد ویژگیهایی بسیار خاص و یگانه است ، گرچه نیازهای انسانی او ، چندان از بشر مدرن ساکن دنیای آزاد متفاوت نیست.
من در آینده - سیمای عمومی انسان عصر استالین را تصویر خواهم کرد ، از وضعیت شغلی گرفته تا اجاره کردن خانه ، از تولد فرزند تا نوشتن نامه، از عضویت در شورای کلخوز تا رابطه جنسی با زن همسایه ، از کودک بودن در عصر استالین تا جنبش زنان خانه دار و غیره. موضوع مقاله حاضر اما تنها اشاره ای است اجمالی به ویژگیهای مشترک انسان شوروی Homo Sovieticus و انسان اسیر دیگر نظامهای توتالیتر ( به معنای مورد نظر هانا آرنت ) .
***
به نظر می رسد در شوروی ۱۹۳۰ - متغیرهایی نظیر تعلق طبقاتی ، سن ، جنس ، مذهب و تعلقات قومی هیچیک بیش از پارامتر سکونت در اتحاد جماهیر شوروی رفتارهای اجتماعی مردم را دستخوش تغییر نمی سازد. لذا استفاده از پیمانه های کلاسیک علم جامعه شناسی در فهم وضعیت ساکنان نظامهای توتالیتر از شوروی گرفته تا ایران چندان کارساز نیست. در یک کلام جامعه شناسی انسان در بند توتالیتاریسم متفاوت از جامعه شناسی انسان آزاد ساکن غرب است.
اولا زندگی در یک نظام توتالیتر ، یک زندگی عادی نیست. این را هم ساکنان شوروی می فهمیدند و هم ایرانیان پس از انقلاب. ویژگی بارز نظام توتالیتر همانا ويژه بودن و غیرعادی بودن آن است.
زندگی روزمره در نظام توتالتیر در حقیقت کشف یا طراحی رفتارها و یا استراتژیهایست که می تواند، بقا و پیشرفت فرد را تضمین کند. از سوی دیگر مردمان به مجموعه ای از تعاملات پیدا و پنهان با اربابان حاکم دست می یابند تا از گزند حوادث ، رویدادها و شرایط دائما متغیر مصون مانند.
در زندگی زیرسایه توتالیتاریسم نفس زندگی نوعی مقاومت است. در حوزه ها ، طبقات و مناطق مختلف مقاومت ( Passive و یا Active ) به چشم می خورد. در برخی از موارد پر چالش اربابان حاکم و مردم ( نظیر وضعیت دهقانان در شوروی ۱۹۳۰ و یا زنان ایرانی پس از انقلاب ) مقاومت به بخشی از زندگی روزمره و معمول تبدیل می شود ( Everyday Resistance ).
شوروی ۱۹۳۰ - وارث بیش از یک دهه انقلابیگری است ، طبقات صاحب نفوذ کهنه دیگر نفوذی ندارند ، قدرت حاکمه یک دهه برای بی اعتبار کردن ارزشها و هنجارهای کهن کوشیده است اما جامعه در مبارزه انقلابی با مواردی نظیر مذهب که قدرت حاکمه خرافه پرستی اش می خواند دچار دودستگی است : استقبال و اشتیاق نسل جوان از یکسو و تردید و نارضایتی نسل مسن از سوی دیگر.
تنور انقلاب را مبارزه با ضدانقلاب و دشمنان طبقاتی یا Class Enemies گرم نگاه می دارد. بخشهایی از جامعه به ناچار سوخت این تنور خواهند شد. تنوری که بخشهای دیگری از جامعه را متعاقبا خواهد سوزاند.
در کمونیسم دهه ۳۰ شوروی، در انقلاب فرهنگی دهه ۶۰ چین و در رویدادهای دهه ۸۰ ایران و خیلی جاهای دیگر - اربابان حاکم اولا کمترین ارزشی برای تلفات عظیم انسانی و رقم های عجیب و فریب کشتاری قائل نیستند که کارزار طبقاتی ، خلقی و یا الهی شان روی دست جامعه می گذارد و ثانیا پای بند هیچ حد و مرزی در کارزار سرکوب و انهدام مخالفین سیاسی ، طبقاتی خود نمی باشند. به این معنا که نه تنها رقم قربانیان مهم نیست ، بلکه شیوه امحاء دشمنان نیز اهمیتی ندارد. دهها ، صدها و بلکه هزاران مثال دردناک از کشتار جمعی مخالفان - چیستی کارزار طبقاتی ، خلقی و یا الهی نظامهای فوق را به تصویر می کشد. تنها برنامه قحطی مصنوعی یا Holodomor استالین برای درهم شکستن ناسیونالیسم اوکراینی ، در سالهای ۱۹۳۲ و ۳۳ - حدود ۱۲ میلیون اوکراینی را عامدانه به کام مرگ کشانید تا ترکیب جمعیتی اوکراین دگرگون شود ، در چین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۷ حزب کمونیست به صورت مستقیم باعث نابودی ۷۶ میلیون چینی شد. « انقلاب فرهنگی مائو » به تنهایی هفت میلیون و هفتصد و سی و یکهزار قربانی گرفت. جدا از ارقام خیره کننده، شیوه ها نیز استثنایی و بی نظیر است :
دو مثال زیر به خوبی ماهیت سادیستیک بسیاری از جنبش های چپ انقلابی قرن بیستم را به تصویر می کشند :
۱ - در سال ۱۹۶۸ و در جریان انقلاب فرهنگی مائو اسناد متعددی نشان می دهد حداقل در سه مورد ثبت شده ، گروههای پیشتاز کمونیست دهقانی ، در جستجوی دشمنان طبقاتی یا عناصر سیاه - black elements - عده ای را دستگیر ، شکنجه ، در یک مورد سر بریده و در دو مورد دیگر زنده زنده کباب کرده و برای شام خورده اند.
۲ - در ماه می ۱۹۶۸ - Wu Shufang آموزگار مدرسه راهنمایی Wuxuan به همراه سه نفر از اعضای خانواده اش ، پس از ضرب و شتم به قتل می رسند ، سپس جگر همگی در تاوه کباب شده ، میان ساکنان روستا به عنوان دارو توزیع می شود.

آنچه پس از فرونشستن غبار قتل عام ، ترور ، تصفیه درونی احزاب انقلابی ، محاکمه و حذف همرزمان دیروز ، رقبای امروز بر جای می ماند تنها آمار مقتولین ، مفقودین و محبوسین و تبعیدیان نیست. چیزی که غالبا فراموش می شود ، زندگی روزمره مردم عادی ، شهرنشینان ، معلمان ، کشاورزان ، جوانان و نوجوانانی است که در حاشیه عصر ترور ، برای بقاء - تحصیل ، کارآموزی ، ازدواج و غیره می رزمند. Homo Sovieticus یا انسان شوروی ، درست در آغاز دهه ۱۹۳۰ به مانند ایران دهه ۱۳۶۰ - با پیشخوان خالی مغازه ها روبرو شد، صف های طویل ارزاق ، کوپن ، مجادلات بی پایان صف شکر ، روغن و گوشت ، جاسوسی همکاران از یکدیگر در محل کار ، نظام پرورشی در مدارس و هزاران جلوه مشترک دیگر که رسوخ نظام توتالیتر به خصوصی ترین زوایای حیات اجتماعی افراد را نشان می دهند.
هسته پروپاگاندای نظام های توتالیتر - شعار از دیروز تا امروز یک قدم به آرمان نهایی نزدیک شده ایم است. اخبار و بیانیه های رسمی همه و همه نشانگر موفقیت در همه زمینه هاست. هیچ شکستی در کارنامه اربابان حاکم ثبت نمی شود. فساد ، فحشاء ، دزدی و ارتشاء هر روز کمتر از روز پیش تبلیغ شده ، بزرگنمایی شیوع آن توطئه دشمنان طبقاتی و یا سرسپردگان امپریالیسم قلمداد می شود. مردم در مقابل می دانند که فساد و فحشاء روزبروز فزونی گرفته است. جامعه روز به روز از بهشت موعود رهبران حزب فاصله گرفته است و اوضاع هرگز بهبود نخواهد یافت اما مردم عادی چنان از چیرگی زمامداران مطمئن اند که خود را حتی در توده های میلیونی فاقد کمترین قدرتی برای تغییر می بینند. مهم ترین شعار حزب این است : « حزب هیچوقت اشتباه نمی کند »
در نظامهای الهی ، قدرت رهبری منبعث از اراده خداست « آنجا هم خدا هرگز اشتباه نمی کند » - مواضع رهبران سیاسی ایران را هفده سال پس از مرگ آیت الله خمینی مرور کنید : امام هرگز و هرگز مرتکب اشتباهی نشد ! The Party is Always Right
***
این سلسله یادداشتها ادامه خواهد یافت ، لطفا هر نظر یا پیشنهادی دارید برایم ارسال دارید ، اگر علاقه مندید بر جنبه های خاصی از زندگی انسان شوروی در عصر استالین و پس از آن و تشابه آن با وضعیت دیگر نظامهای سیاسی تمامیت خواه پرداخته شود ، لطفا [اینجا را کلیک کرده نظر دهید.]