کتابخانه حقوق بشر



















دوشنبه 12 ارديبهشت 1384

نوستالژياي بازگشت به جامعهء توده وار: شريعت ايدئولوژيك شده عليه مد لباس، مجيد محمدي

رمز واهمهء حاكمان روحاني از طرح مد لباس در حوزهء عمومي جامعهء ايران نه در وجه انطباق با هنجارها از طريق انتخاب نوع پوشش – كه آنها ناتوان از شكل دادن به نوعي خاص از آن در سراسر جامعه بوده اند و هنجارهاي مورد نظر آنان علي رغم تنبيهات و تشويقهاي بسيار به قشر حاكم محدود ماند – بلكه در ابراز فرديت افراد است كه سازوكار تثبيت جامعهء توده وار را بر هم مي زده و مي زند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اول. در يك نگاه ابتدايي مخالفت روحانيت با مد لباس و تنوع پوشش زنان و مردان در حوزهء عمومي ناشي از الزامات شرعي به نظر مي آيد و اما هر آخوند معالم خوانده اي به شما خواهد گفت كه همهء احكام از جمله احكام پوشش با گذشت زمان تغيير پيدا كرده و مي كنند. بنابراين بايد به دنبال دلايل ديگري غير از شريعت براي اين مخالفتها گشت. شايد در سالهاي 1357 تا 1361 تاكيد بر شريعت ناشي از تمايل به افزايش مشروعيت نظام سياسي و كسب انحصاري قدرت توسط برخي گروههاي سياسي در جامعه اي با فرهنگ مذهبي و مذهب ايدئولوژيك شده بنا بر مقتضيات شرايط انقلابي بود اما در دهه هاي هفتاد و هشتاد شمسي تنها يك موضوع مي تواند توجيه گر اين مخالفت باشد: نوستالژياي بازگشت به جامعهء توده وار سالهاي اوليهء پس از پيرزي انقلاب كه كار حكومت اقتدارگرا و گاه تماميت طلب را آسان مي كند.

دوم. مد لباس يك پديدهء اجتماعي متعلق به جامعهء شهري و مدني است كه در جوامع سنتي و توده وار تنها يك امر زائد، تشريفاتي و گاه مضر و مخل تلقي مي شود. با توسعهء زندگي شهري و تعدد و تنوع يافتن روابط اجتماعي و افزايش تحرك اجتماعي، افراد متعلق به همهء طبقات از جمله طبقات پايين اين امكان را مي يابند كه از سبكهاي مختلف زندگي و انواع مد لباس آگاهي يافته و آنها را دنبال كنند. مد لباس به افراد آزاد شده از قيد و بند سنتهاي گذشته اين امكان را داده و مي دهد كه شخصيت و ارزشهاي شخصي خود را بيان دارند. همان طور كه زيمل جامعه شناس آلماني ابتداي قرن بيستم مي گويد ” مد لباس فراهم آورندهء بهترين زمينهء اجتماعي براي كساني است كه فاقد استقلال شخصي و محتاج حمايت اجتماعي اند و در عين حال آگاهي شخصي شان مستلزم آنست كه به عنوان افرادي متمايز شناخته شوند.“ از نگاه زيمل و دوركهايم و ماركس تقريبا عموم افراد در جامعهء مدرن و صنعتي چنين وضعيتي دارند و از اين جهت بر پيگيري مد لباس توسط آنها نمي توان خرده گرفت. تحليل فوق كه در سالهاي ابتداي انقلاب توسط ايدئولوگهاي مذهبي و ماركسيست مورد استفاده قرار گرفت بيشتر وجه توصيفي دارد تا وجه هنجاري و توصيه اي اما ايدئولوگهاي وطني بيشتر وجه هنجاري و دستوري آن را مد نظر قرار دادند.
مد لباس در عين حال به عنوان بخشي از فرهنگ انضمامي و عيني به افراد اين امكان را مي دهد كه خود را با هنجارهاي گروههاي اجتماعي تطبيق دهند. مد لباس بيانگر فرديت افراد نيز هست چون با فراهم آوردن امكان تنوع به هركس اين مجال را مي دهد كه خود را با اندكي انحراف از مد رايج و از طريق انتخاب پوشش بيان دارد.

سوم. رمز واهمهء حاكمان روحاني از طرح مد لباس در حوزهء عمومي جامعهء ايران نه در وجه انطباق با هنجارها از طريق انتخاب نوع پوشش – كه آنها ناتوان از شكل دادن به نوعي خاص از آن در سراسر جامعه بوده اند و هنجارهاي مورد نظر آنان علي رغم تنبيهات و تشويقهاي بسيار به قشر حاكم محدود ماند – بلكه در ابراز فرديت افراد است كه سازوكار تثبيت جامعهء توده وار را بر هم مي زده و مي زند. مد لباس پديده اي پوياست كه كنترل آن توسط حكومت بسيار دشوار است. مد لباس همواره بر وجوهي از تاريخ فرهنگ جامعه سوار مي شود و گاه تغييرات جزئي و تدريجي در آنها مي توانند به كنار گذاشتن يك هنجار به طور كلي منجر شوند. مد لباس اين امكان را به افراد مي دهد كه در عين پيروي از هنجارها ارزشهاي فردي و ويژهء خود را نيز بيان كنند. مد لباس ابزاري براي كنش اجتماعي فراتر از قيد و بند هاي سياسي و حكومتي است و حاكمان ايراني هر انچه را كه از كنترل انان بيرون باشد خوش نمي دارند.

چهارم. لباس يك شكل و در رنگهاي محدود تيره، هم براي زنان و هم براي مردان – از باب ظلم بالسويه عدل است - كه اكنون در جامعهء ايران حتي در حوزهء عمومي و ادارات دولتي به تاريخ پيوسته، اما روي كاغذ آيين نامه ها وجود دارد، هنوز يكي از روياهاي اقتدارگرايان حاكم است و گاه به گاه از سوي آنان در قالب نظامنامه هاي حكومتي، فتواهاي شرعي، طرحها و لوايح قانوني (مثل لباس ملي) و آيين نامه هاي دولتي ابراز مي شود. مذكر هاي خودي حاكم خود شروع به پوشيدن كت و شلوار سفيد كرده اند و گاه براي رنگ كردن خلائق به تن رييس ادارهء اماكن و شكنجه خانه هاي ج.ا.ا نيز لباس زرشكي مي پوشانند تا وي را نامزد شايستهء رياست جمهوري تداركاتچي و عملهء بيت رهبري معرفي كنند.
در اندروني آقايان نيز انواع مد لباس در حال عرض اندام هستند و ديري نخواهد گذشت كه پوستهء كاغذي استبداد ديني بتركد و آنچه در درون مي گذرد به بيرون نيز سرايت كند، از باب اينكه پريرو تاب مستوري ندارد. تمام پريرويان، اعم از آنكه در اندروني آقايان باشند يا نباشند روزي من باب نمايش خويش و ابراز فرديت كالاي خود را در انواع بسته بنديهاي جذاب به خلايق عرضه خواهند كرد. در كشوري كه همه چيز حتي آب و خاك آن در حال فروخته شدن به ديگران هستند چگونه مي توان برخي كالاها را در انبار و اندرونيها براي ابد نگاه داشت. زنان در جامعهء سنتي گذشته مايملك مردان به حساب مي امدند و از اين رو در اندروني و صندوق خانه هاي آنان مي ماندند اما اكنون حتي زنان و دختران قشر حاكم چنين تصوري از خود ندارند و نمي خواهند چنان كه “مذكرهاي شيعهء خودي“ مي خواهند خريد و فروش شوند.
مشكل آقايان حاكم بيش از آنكه با دوزخيان زميني و انسانهاي محكوم آنها باشد با دختران و پسران و وابستگان خود آنهاست كه علي رغم برخورداري از نعمتها و رانتهاي آقا زادگي به راهي ديگر مي روند. بواسطهء همين ترس و واهمه است كه آبادگران به عنوان تمامت گرا ترين گروه حاكم و وفادارترين به خامنه اي و بيت وي در مرامنامه اش كه بتازگي منتشر شده از مصون بودن زندگي خصوصي از تعرض حكومت سخن مي گويد. آبادگران كه همهء اعضاي آن در فرايند كشتار و شكنجه و نقض نهادينهء حقوق شهروندان مراتب و پله هاي قدرت را بالا رفته اند و به ثروت و قدرت و منزلت باد آورده رسيده اند غم حقوق من و شما را نمي خورند بلكه نگران باز شدن اندروني هاي خود بر روي محتسبان حكومتي اند و خود بخوبي مي دانند كه اين محتسبان هيچ حد و مرزي نمي شناسند چون خود دروره اي همين كاره بوده اند. طنز روزگار اينجاست كه با وجود امتناع جامعهء توده وار حتي در اندرونيهاي آقايان اينها هنوز روياي بازگشت به آن را در سر مي پرورانند.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/21877

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'نوستالژياي بازگشت به جامعهء توده وار: شريعت ايدئولوژيك شده عليه مد لباس، مجيد محمدي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008