حقوق بشر در ایران











دوشنبه 5 ارديبهشت 1384

موشها و زنگها، مجيد محمدي

يكي از خروجيهاي نظام ولايي توليد مرد سال علمي و نابغه هاي مخترع با سي و هفت مدال فقط از يك مسابقه، پزشكان دانشگاه نرفته يا نابغه هاي پنج ساله با دوپينگهاي امام زماني است

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اول. لابد دوستان آن داستان قديمي موش و گربه اي را شنيده اند كه موشها دور هم جمع مي شوند و به رايزني در باب روشهاي بديل مقابله با گربه مي پردازند و با اين پيشنهاد مواجه مي شوند كه با آويزان كردن يك زنگ به گردن گربه رفقاي خود را از هر گونه حركت وي مطلع ساخته و اخطار دهند.

اين داستان با دو پيش فرض طراحي شده است:

يك. كنش جمعي در برابر خطر گربه براي موشهاي ضعيف ممكن است.
دو. در اين كنش جمعي اطلاع رساني بر پيش گيري و مقابله تقدم دارد.

اين روايت از كنش جمعي با چندين مشكل عملي نيز مواجه است كه باور پذيري آن را كاهش مي دهد:

يك. با وجود خطر دائمي گربه، چگونه موشها دور هم جمع مي شوند تا در اين باب تصميم گيري كنند. كاركرد مهم و اصلي گربه در اين داستان آنست كه نگذارد چنين كنش جمعي اي شكل بگيرد (فراموش شدن نهادهايي كه كاركردشان تداوم استبداد و سركوب نهادهاي مدني و مستقل است).
دو. پيدا كردن موشهايي كه شجاعت انداختن زنگ به گردن گربه را به نوبت داشته باشند بسيار دشوار است (عموم آدمها، آدمهاي معمولي و متوسط و مشغول زنگي معمول خود هستند و قرار بر اين نيست كه هر روز جان خود را به خطر بيندازند).
سه. در دنيا يك گربه وجود ندارد و با مهار يا كنار زدن يك گربه، گربه هاي ديگري جاي وي را خواهند گرفت (مقابله با استبداد به جاي مقابله با مستبد؛ بنابر اين بهتر است به جاي گربه با گربگي به مقابله پرداخت).
چهار. گربه ها همواره امكان خلاص شدن از شر زنگها را دارند (رسانه هاي مستقل از قدرت مطلق بر خوردار نيستند و مستبدان مي توانند آنها را مهار كنند يا از شرشان خلاص شوند).

دوم. موضوع نابغه تراشي و توسعه علمي و تكنولوژيكِ تبليغاتي از موضوعاتي است كه نظامهاي استبدادي با ايدئولوژي ناكجاآبادي همواره با آن دست به گريبانند. يكي از خروجيهاي نظام ولايي (كه قرار است با استبداد مطلقه – و بنا به فرض خير خواهانه اش ايران را به دروازه هاي تمدن بزرگ نيز رهنمون شود و ايران اسلامي را مهد علم و دانش كند) توليد مرد سال علمي و نابغه هاي مخترع با سي و هفت مدال فقط از يك مسابقه، پزشكان دانشگاه نرفته يا نابغه هاي پنج ساله با دوپينگهاي امام زماني است. در نهايت نيز اين نابغه ها بايد با مقام ولايت ديدار كرده و از وي رهنمود بگيرند تا براي جهانيان روشن شود كه اگر مي خواهند پيشرفت علمي و تكنولوژيك داشته باشند بايد تابع و وفادار به مقام ولايت باشند. تمام نهادهاي انتصابي اعم از دانشگاه آزاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي و صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز موظف اند اولا مراكز و موقعيتهايي را در دنيا شناسايي كنند كه با اندكي هزينهء ثبت نام – در حدود هزار يورو - به شما برگه كاغذي دهند كه به زبان خارجي باشد و به خلائق بيسواد نشان دهيد – حتي اگر بر روي كاغذ تنها از شركت شما در يك نمايشگاه نام برده باشند، ثانيا ميلياردها تومان هزينهء اين گونه نمايشها را تامين كنند و ثالثا تمام دستگاههاي تبليغاتي اين گونه خبرها را پوشش داده و مقام ولايت را سوار بر امواج اين خبر سازند.

سوم. اين پرسش براي اهل علم و دانش در ايران همواره مطرح بوده كه چگونه زنگي را به گردن گربهء ولايت بيندازند تا از دست درازي آن به حريم علم و دانش جلوگيري كنند. اما دسترسي اين گربه به منابع مالي، قوهء قهريه و نهادهاي ديني كار را براي موشها دشوار كرده است. بادمجان دور قاب چينهاي گربهء ولايت هرجا كه نهادي با آنها كنار نيايد خود نوع قلابي آن را مي سازند و اين كار را نه تنها در حوزه هاي سياست و مذهب (مثل ساختن دفتر قلابي تحكيم وحدت يا جامعهء قلابي مدرسين حوزه) بلكه در حوزهء علم انجام مي دهند. اما موشهايي كه در حوزهء دانش به كار مشغولند هنوز مي توانند به آن زنگ جادويي فكر كنند. ذكر موارد ذيل توسط رسانه هاي داخلي و خارجي مي تواند صداي آن زنگ را، گرچه با صدايي ضعيف، به گوش همگان برساند:

يك. آمار كساني كه حقيقتا در مسابقات علمي شركت كرده و به خارج از كشور مهاجرت كرده اند (كافي است نگاهي به آمار مربوطه در باب دانش آموزان المپيادي بيندازيد).
دو. وضعيت صادرات و واردات كشور. چگونه كشوري كه اين همه نابغه دارد از تامين نيازهاي اوليه اش عاجز است؟ و اگر واقعا اين همه نابغه در كشور وجود دارد چيزي مثل استبداد بايد مانع از ثمر دهي آنها باشد.
سه. دنبال كردن ماجراي اين نوابغ تا به انتها، مثل مورد آن نابغهء مشهدي كه كلاهبردار از آب در امد يا داستان نمايشگاه ژنو كه يك مغازهء دونبش بخش خصوصي براي كسب درآمد بوده است.
چهار. توجه به مواجههء واقعي مقام ولايت با اهل علم در برنامه هايي مثل هويت در تلويزيون ج.ا.ا .
پنج. نگاه به مشاوران و دور و بري هاي خامنه اي كه حتي يك اهل علم و دانش در ميان آنها به چشم نمي خورد. هرچه هست نظامي و امنيتي و چماق كش است و نه كساني كه به كار علم بما هو علم مشغولند.
شش. مقايسهء ميزان افزايش بودجهء دانشگاهها با افزايش چند هزار درصدي بودجهء نهادهايي مثل شوراي نگهبان يا بسيج يا قوهء قضاييه يا نيروي انتظامي.
هفتم. توجه به ميزان بازداشتها و شكنجه هايي كه بر دانشجويان اعمال شده است.
هشت. احكام اعدام و زنداني كه براي دانشگاهيان در طول حكومت ولايي صادر شده است.
نه. موانع و محدوديتهاي كه بر سر راه فعاليت مستقل انجمنهاي علمي و فرهنگي وجود دارد.
و ده. ميزان مبادلات علمي ميان ايرانيان و ديگر ملل. از نگاه حكومت ولايي هر كه وفادار به مقام ولايت نباشد و به خارج از كشور سفر كند جاسوس بيگانه است و مستحق مجازات. اين نگرش بسياري از اهل علم را از مبادلات علمي باز داشته و مي دارد.

گربهء ولايت گرچه در همهء لحظات در كمين موشها نشسته اما گاه و بيگاه مجبور است تكاني به خود دهد و در اين حال پايش به زنگهايي مي خورد كه موشها مي خواسته اند به گردنش بياويزند و موفق نشده اند اما در گوشه و كنار رها شده اند. گربهء مكار گاه پايش به آنها مي خورد و صداهايي توليد مي كند.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/21558

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'موشها و زنگها، مجيد محمدي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008