|
advertisement@gooya.com |
|
رياليتي شو
از سال 2002 شبكه عامه پسند فاكس ( ميان اين فاكس تا فاكس نيوز كه در بست در اختيار نو محافظه كاران امريكايي است و تماشاي آن هميشه مرا به ياد روزنامهء كيهان خودمان مي اندازد تفاوت از زمين تا آسمان است) برنامه اي بسيار موفق و عامه پسند را به نام بتوارهء امريكايي يا امريكن آيد ِل آغاز به پخش كرده كه هر سال در ماههاي ژانويه تا آوريل دهها ميليون نفر را در سراسر امريكا، چه در ايالات قرمز و چه در ايالات آبي – با اكثريت جمهوريخواه و دمكرات – به تماشاي صفحهء جادويي تلويزيون مي كشاند (در سالهاي قبل به علت حجم بالاي درس و مشق موفق به تماشاي اين برنامه نشدم تا گزارش آن را زودتر به خوانندگان فارسي زبان عرضه كنم). اين برنامه از حيث سبك در رديف برنامه هاي واقع نما يا رياليتي شو قرار مي گيرد و از همهء فرمهاي جاري در برنامه هاي تلويزيوني زنده و واقع نما مثل حضور گروه مشاوران يا داوران، مجري، اجراي زندهء موسيقي، رقابت ميان شركت كنندگان و حذف تدريجي برخي از انها بهره مي برد. هدف نهايي از اين برنامه انتخاب محبوب ترين خوانندهء نسل جوان امريكا از ميان مردم كوچه و بازار است. انتخاب شدگان سالهاي قبل اكنون از چهره هاي مطرح موسيقي پاپ هستند و سالانه ميليونها دلار در آمد دارند. هرساله دهها هزار تن جوان از گروههاي قومي و نژادي و مناطق مختلف امريكا در مراحل مقدماتي اين برنامه كه به انتخاب 24 و سپس 12 فيناليست اين برنامه منجر مي شود و در شهرهاي مختلف امريكا اجرا مي گردد شركت مي جويند.
اين برنامه در مراحل مقدماتي داراي سه داور است: يك مرد سفيد كه بخوبي با فرهنگ عامهء امريكايي آشنايي دارد و رك و صريح نظراتش را مي گويد – سايمون كاول- يك زن سفيد پوست كه در دهه هاي هشتاد و نود يك خوانندهء پاپ موفق بوده و عرب تبار است و با شركت كنندگان به مجامله مي پردازد – پاولا عبدول – و يك مرد سياه كه او هم با فرهنگ عامهء امريكايي و موسيقي عامه پسند در امريكا بخوبي آشناست و تهيه كننده اي موفق بوده است و در برخورد با شركت كنندگان خونگرم تر ظاهر مي شود- رندي جكسون (همانطور كه مشغول نوشتن اين مطلب هستم هروقت نكته يا اسمي از دست اندركاران برنامه را فراموش كنم از پسر هفت ساله ام نيما مي پرسم: اين برنامه تا اين حد مخاطب عمومي دارد). اين سه داور در مراحل مقدماتي از اين شهر به آن شهر رفته و نامزدهاي اصلي را براي برنامه هاي نهايي از ميان داوطلبان خوانندگي انتخاب مي كنند. اجراهاي اين افراد تازه كار و جوياي نام كه مي خواهند يك شبه به خوانندهء مشهوري تبديل شوند و در سلك موفق ترين خوانندگان موسيقي عامه پسند در آيند از جذاب ترين بخشهاي اين برنامهء تلويزيوني است.حتي اجراهاي بسيار عجيب و غريب گاه مورد توجه بينندگان قرار مي گيرد تا آنجا كه يك جوان چيني تبار كه در مراحل مقدماتي حذف شد توانست البوم ويژهء خود را به بازار عرضه كند.
بتوارهء امريكايي علي رغم آنكه همانند همهء برنامه هاي واقع نما داراي يك قالب از پيش طراحي شده است (و از اين جهت نمي تواند واقع گرا خوانده شود) داراي كمترين سطح ساختگي بودن است و لحظه هاي ناب زندگي نيز در ميان آن توسط دوربين شكار مي شود. با توجه به غليان احساس در جوانان مي توان زنده بودن و نشاط اين برنامه را ناشي از همين احساسات دوران جواني قلمداد كرد.
روياي امريكايي
به هر شهري كه داوران سفر مي كنند دهها هزار نفر به لابي هتل محل مسابقه مي آيند تا شانس خود را بيازمايند و در اين فرايند اجتماعي به آرزوي خود براي خواننده شدن كه بر اساس ايدهء ” امريكا سرزمين تحقق ايده ها و موفقيت و بروز استعدادهاست“ شكل گرفته جامهء عمل بپوشانند. داوران به هر شهري كه سفر مي كنند از داوران محلي نيز كه مي توانند خوانندگان موفق برخاسته از آن ناحيه يا دست اندركاران موسيقي عامه پسند باشند براي شركت در جمع داوران دعوت به عمل مي آورند. بر اساس راي اكثريت داوران 96 نفر براي مرحلهء مابعد مقدماتي انتخاب مي شوند. در اين مرحله شركت كنندگان به نحو فردي و گروهي با استفاده از اركستر يا صداي موسيقي به اجراي آثار محبوب خود مي پردازند و داوران از ميان آنها 24 نفر را براي مرحله نيمه نهايي بر اساس توانايي هاي آوايي و اجراي زندهء موسيقي و جلب و جذب مخاطب انتخاب مي كنند. در اين مرحله نيز همانند مرحلهء قبل كار دوربين فيلمبرداري ثبت هيجانات ناشي از موفقيتها و شكستهاي شركت كنندگان و كنش و واكنش داوران و شركت كنندگان است با اين تفاوت كه برنامه در اين مرحله داراي مجري مي شود. مجري برنامه در مرحلهء مقدماتي نقش توريست را بازي مي كند و بيشتر به فضاهاي شهري و زندگي در آن مناطق مي پردازد.
تنوع افراد شركت كننده، هيجان مسابقه و تنوع فرمهاي برنامه تا حدي است كه اين برنامه گاه به تعداد سه قسمت و ميان دو ساعت و نيم تا سه ساعت در طول هفته پخش مي شود و در مرحلهء مقدماتي گاه سي تا چهل ميليون بيننده دارد. تهيه كنندگان برنامه از تنوع فرهنگي و اجتماعي جامعهء امريكا حداكثر بهره برداري را مي كنند تا چهل تكهء خوش دوختي را در قالب فرهنگ عامه پسند عرضه كنند. در ميان منتخبان مرحلهء مابعد مقدماتي افرادي از طيفهاي مختلف نژادي (سياه، سفيد، سرخپوست، و دورگه و غيره)، مذهبي (مسيحي، يهودي و ...)، منطقه اي (شمالي و جنوبي)، موسيقيايي (راك، پاپ، جاز، كانتري، هيپ هاپ، و ...) و جنسي (دختر و پسر) به چشم مي خورد.
فرهنگ عامه پسند دمكراتيك
در مرحلهء نهايي اين مردم امريكا هستند كه با راي خود يكي از بيست و چهار شركت كننده را در چند مرحله به عنوان بت يا بتوارهء امريكايي انتخاب مي كنند. در مرحلهء نيمه نهايي هر هفته با راي مستقيم مردم دو تن از دختران و دو تن از پسران شركت كننده و در مرحلهء نهايي هر هفته يك تن حذف مي شوند تا در نهايت مسابقه به دو فيناليست منتهي شود. در اين مرحله كه مسابقه به بالاترين سطح هيجان خويش مي رسد مردم با شور و شعف بيشتري راي مي دهند و گاه براي تماشاي برنامه در استاديومهاي چند ده هزار نفري گرد هم مي آيند. راي مردم از طريق تلفن به شبكهء فاكس اعلام مي شود. هزينهء تلفن نيز توسط شبكه تامين مي شود تا مردم در راي دادن دغدغه پرداخت هزينهء ارتباط گيري را نداشته باشند. در هفته هايي كه بتدريج دو نفر از دختران و دو نفر از پسران از جريان مسابقه حذف مي شوند گاه راي داده شده به حدود پنج ميليون مي رسد. در اين مرحله نيز داوران حضور دارند اما فقط براي نظر دادن و در واقع راي عمومي را با نظر تخصصي خود هدايت مي كنند اما در نهايت اين مردمند كه افراد شركت كننده را حذف يا در مسابقه ابقا مي كنند.
بهره گيري تهيه كنندگان از راي عمومي يكباره تعداد تماشاگران را گاه به ميزان 100 در صد افزايش مي دهد. از آنجا كه سليقهء عمومي چندان به خطا نمي رود افراد حذف شده معمولا افرادي هستند كه اجراهاي ضعيف تري داشته اند. در هفته هاي پاياني، مسابقه در يك سالن بزرگ و با شركت هزاران تن از علاقه مندان اين برنامه برگزار مي شود. اجراي زندهء موسيقي با هيجاني كه مسابقه و راي دادن دارد و رقابتهاي زير پوستي نژادي و قومي و جنسي همه را به سر شوق مي آورد و صحبت از اين برنامه به نقل مجالس تبديل مي شود.
چنين برنامه هايي با اين ميزان رجوع به آراي عمومي در جوامع استبدادي مثل ايران غير ممكن اند چون سياستمداران از هرگونه نتيجهء پيش بيني ناشده واهمه دارند و همواره به خود مي گويند ” اگر فرد مورد نظر حكومت انتخاب نشد چه“ يا ” اگر فرد منتخب چيزي عليه حكومت در برنامهئ زنده گفت چه“. جكومتهاي استبدادي اصولا با پخش زنده مشكل دارند و همين يك ملاك براي ارزيابي ميزان استبدادي بودن يا گرايش يك حكومت به استبدادي بودن كافي است. در دورهء حكومت بوش كه نو محافظه كاران اقتدارگرا بر كاخ سفيد حاكم شده اند درست مثل حكومت آخوندي در ايران برخي برنامه هاي زنده مثل مراسم اسكار يا بين دو نيمهء مسابقهء نهايي فوتبال با شش ثانيه تاخير پخش مي شوند.
آبراهام لينكلن دمكراسي را حكومت مردم، توسط مردم، و براي مردم تعريف كرده است. برنامهء موفق تلويزيوني بتوارهء امريكايي
× با شركت توده هاي مردم (حكومت مردم)
× توسط راي مستقيم مردم به شركت كنندگان (توسط مردم)
× و براي مردم (با دهها ميليون نفر شركت كننده)
عموما با اجراي زنده تهيه و پخش مي شود و همين رمز موفقيت آنست.