کتابخانه حقوق بشر



















دوشنبه 12 بهمن 1383

پنجره اي براي نفس كشيدن: در ضرورت بيديني تكثرگرايانه، مجيد محمدي

تنها در پناه دينداري يا ايدئولوژي هاي شبه ديني مثل ماركسيسم و فاشيسم است كه شكنجه گران و آدم كشان و تروريست هاي يك جامعه مي توانند نام ارزش گرا يا اصول گرا بر خود بگذارند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اول. در جامعه اي كه چكش تبليغات ديني دينداران حاكم ِ بي مروت و اجراي هر روزه و خشونت بار دستورات ديني هر لحظه و در هر مكان بر مغز و جان شهروندان فرود مي آيد و ” ناهمرنگها“ كه اكنون به اكثريت تبديل شده اند زير فشار بوقها و لگدهاي دينداران در حال خفه شدن هستند الحاد و بيديني، هر چند به صورت تظاهر و خود نمايي باشد، پنجره اي براي نفس كشيدن است؛ فرصتي است براي ناهمرنگان اكثريت كه به اقليت قصاب يا وفادار به قصابان و شكنجه گران بگويند كه ” ما هستيم و مثل شما هم نيستيم و نمي خواهيم مثل شما باشيم“. همان طور كه سكولاريسم از بالا در رژيم پهلوي داشت بخشي از روحانيت و طرفداران آن را خفه مي كرد (و برخي از آنها را وادار به مهاجرت و انقلاب كرد) اسلام گرايي رژيم ج.ا.ا نيز در حال خفه كردن بسياري از جوانان و زنان و روشنفكران است (نگاهي بيندازيد به صفهايي كه هر روزه جلوي سفارتخانه هاي خارجي براي اخذ ويزا تشكيل مي شود يا انبوه كساني كه براي اخذ گرين كارد از طريق لاتاري اقدام مي كنند يا ميليونها ايراني كه جلاي شهر و خانه و اقوام خويش كرده اند). نتايج پيمايش ملى ارزش ها و نگرش هاى جوانان ۲۹-۱۵ سال در مراكز ۳۰ استان ايران كه از سوى سازمان ملى جوانان در سال 1383 انجام شده حاكى است در حالي كه ۸۵ درصد پسران و ۸۸ درصد دختران به ايرانى بودن خود افتخار مى كنند، ۷۸ درصد پسران و ۸۱ درصد دختران حاضرند براى دفاع از ايران هر كارى بكنند و ۸۴ درصد پسران و ۸۶ درصد دختران توهين به ايران و ايرانى بودن را تحمل نمى كنند (عرق ملي دارند) 50.4 درصد پسران و ۳۹ درصد دختران از فرصت مهاجرت به خارج استقبال مى كنند.

دوم. جامعهء امروز ايران بيش از هميشه به يك جريان جدي بيديني و الحاد و كفر در حوزهء عمومي نياز دارد تا خواستها و مطالبات اين اكثريت در حال جان كندن را مقوله بندي، صورت بندي و تئوريزه كند و جريان الحاد و بيديني را در قد و قامت تحليلي و سياسي جريان روشنفكري مذهبي و جريان اقتدارگرايي ديني با همان قدرت و شجاعت مطرح سازد. كافي است عموم روشنفكران سكولار ايده هاي خود را در باب دين به نحو روشن تر و دسته بندي شده تري در اختيار عموم قرار دهند و از سانسور خود در حوزه دين دست كشند. اگر امروز در جامعهء امريكا، علي رغم قدرت زياد نو- محافظه كاران مذهبي هنوز جاي تنفسي وجود دارد دقيقا به همين دليل است كه جريان بيدين بسيار قدرتمند است و كسي را ياراي اين نيست كه اين جريان را از حوزهء عمومي بيرون راند يا به سكوت وادارد. امروز جامعهء ايران به همان اندازه به جريان بيديني و الحاد علني در حوزهء عمومي و به شكل سازمان يافته نياز دارد كه سه دههء قبل به دينداران جدي و يك دههء قبل به روشنفكران مذهبي. پروندهء سياه اقتدارگرايي ديني در ربع قرن اخير و شكست جريان روشنفكري ديني در دههء هفتاد زمينه را براي حضور پر قدرت جريان بيديني تكثر گرا آماده تر ساخته است. همان طور كه دينداري در دوران پهلوي تا حدي سد محكمي بود در برابر استبداد شاهنشاهي، و روشنفكري مذهبي در دههء قبل سدي بود در برابر اقتدار گرايي ديني، امروز يك جريان بيديني و الحاد مي تواند سدي باشد در برابر تماميت خواهي و حكومت استبدادي فقيه و بهانهء خوبي براي تكثر طلبي. روشنفكري ديني با استمداد از خود دين براي مقابله با اقتدارگرايي و تمامت خواهي ديني موفقيت چنداني در عرصهء عمل نداشت و از اين حيث حداقل نمي تواند تنها گزينه در برابر استبداد ديني به حساب ايد. اكنون بيديني و الحاد، آن هم به طور آشكار و نه در پستو و زير زمين خانه ها، و فاصله گيري از روحانيت به كار باز كردن پيچ و مهره هاي ماشين استبداد مذهبي و باز كردن دايرهء تنگ حوزهء عمومي مي آيد.

سوم. جريان بيديني و الحادِ عيان و عمومي مي بايست پنج برنامه و استراتژي را در كنار هم دنبال كند:
- اول مباني فلسفي و معرفت شناختي كفر و زندقه و الحاد و ارتداد و بيديني را كه حداقل از همان قدرت وقوت گزاره هاي مربوط به دينداري و اصلاح ديني برخوردارند به جامعه به طور كلي و به جامعهء دينداران به طور اخص عرضه كنند. افراد بالغ ايراني بايد امكان انتخاب ميان دينداري و بيديني را داشته باشند. از اين حيث نويسندگان و روشنفكران بيدين يا ملحد مي توانند با ترجمه يا تاليف آن دسته از آثار فلسفي و تحليلي كه رهيافت مدافعانه به بيديني و الحاد ندارند اما مباني آن را روشن مي سازند به غنا بخشيدن به ادبيات اين حوزه ياري كنند و دامنهء انتخاب افراد را گسترش دهند. اگر تنها به يك دليل نياز داشته باشيم كه يك رژيم سياسي را استبداد ديني بدانيم همين عدم امكان انتخاب ميان دينداري و بيديني در حوزهء عمومي است. ايرانياني كه بيديني آشكار را برگزينند هزينهء زيادي را بايد براي اين انتخاب خود بپردازند.
- - جريان بيديني و الحاد بايد ارزشها و اصول و اخلاق را كه قصاب ترين و فاسد ترين گروههاي مذهبي در ايران به نفع خود مصادره كرده اند از چنگ آنان نجات دهند. تنها در پناه دينداري يا ايدئولوژيهاي شبه ديني مثل ماركسيسم و فاشيسم است كه شكنجه گران و آدم كشان و تروريستهاي يك جامعه مي توانند نام ارزشگرا يا اصول گرا بر خود بگذارند. تفكيك اخلاق از دين و تفكيك دين از نظامهاي ارزشي از ضرورتهاي جدي جامعهء امروز ايران است. تحقيقات تجربي در اين حوزه ها بسيار مي توان كارساز باشد.
- - - جريان بيديني با درس گرفتن از تجربهء سكولاريسم ِ از بالا و اقتدارگرايانه نبايد به جنگ مستقيم با دين و دينداري يا هر باور و عقيده اي برود. رمز حيات اين جريان در تكثر و تنوع ديني و عرصهء همه نوع عقايد در بازار عقايد و اديان است و نه در يكه تازي و تك صدايي. بيدينان همانطور كه بايد از حقوق مذهبي دينداران دفاع كنند از دفاع از حق بيدين بودن خود نيز نبايد شرمناك باشند.
- - - - اين جريان بايد بروشني حيطهء خود را از نگرش ضد ديني مجزا سازد. عدم دينداري به هيچ وجه مساوي و مساوق با ضد دين بودن نيست. بيدينان بالضروره و بالاصاله هيچ نوع عنادي با دين و دينداران ندارند. بيدينان در عين دفاع از حريم و حقوق خود در پي نفي دين و سركوب دينداران نيز نيستند. آنان همانطور كه نمي خواهند توسط امور پرورشي يا بسيج يا تحت فشار گزينشهاي ايدئولوژيك به فرد دينداري تبديل شوند نمي خواهند افراد ديندار را همچون خود سازند. فرق بسيار است ميان يك گروه كه به دنبال بيان خويش و ديدگاههاي خويش هستند و گروهي كه مي خواهند با رسالت تبشيري ديگران را نيز مثل خود سازند.
- - - - - حساب اين جريان كاملا جداي از جريان عرف گرايي است كه ممكن است در عين باور هاي ديني به جدايي نهاد هاي ديني از نهادهاي سياسي باود داشته باشد. جريان بيديني و الحاد اصولا با انكار مباني فكر و باور ديني در حوزه هاي عمومي و خصوصي آغاز مي كند. اين جريان در پي كاهش جدي نقش دينداري و دينداران در عرصهء عمومي از طريق مقوله نبدي و صورت بندي مطالبات افراد و گروههايي است كه با دين و دينداري مشكل دارند.

چهارم. ربع قرن تجربهء حكومت ديني اكنون بر همگان آشكار ساخته است كه مضار حضور دين و دينداران به عنوان تنها نيروي اجتماعي در عرصه هاي سياستگذاري، قانونگذاري و قضا بيش از منافع آنست. هيچ كس در هيچ جامعه اي نمي تواند مانع حضور دينداران در عرصه هاي سياستگذاري. قانونگذاري و قضا شود يا دين و دينداري را از عرصه عمومي خذف كند. آنچه در اينجا محل بحث است مقابله با حضور دين و دينداران به عنوان ” تنها “ نيروي اجتماعي ” بالاخص“ در عرصه هاي سياستگذاري، قانونگذاري و قضاست. به عنوان مثال در عرصهء معنا بخشي به زندگي يا در ارائهء چارچوبهايي براي رستگاري، در عين آنكه دين تنها مدعي اين عرصه ها هم نيست، انحصار حضور و يكه تازي دين و دينداران به خطرناكي يكه تازي آنان در حوزه هاي قضا، سياستگذاري و قانونگذاري نيست.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/17661

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پنجره اي براي نفس كشيدن: در ضرورت بيديني تكثرگرايانه، مجيد محمدي' لينک داده اند.

ريشه در دموكراسی‌
محتشمی پور : اسلام دينی‌ است كه ريشه در دموك&#...
خيابان شماره ۱۱
February 2, 2005 08:21 PM

در ضرورت نگاه عقل‌گرایانه
مجید محمدی در آخرین یادداشت خود در سایت گویا با عنوان «در ضرورت بی‌دینی تكثرگرایانه»،آن را «پنجره‌ای برای نفس كشیدن» خوانده و آورده‌اس...
وبلاگ گروهى فانوس
February 4, 2005 10:32 PM

Copyright: gooya.com 2008