حقوق بشر در ایران











چهارشنبه 18 آذر 1383

"نمايشنامك"، فرهاد سلمانيان

محفلي شبيه انجمن ادبي يا شب شعر تشكيل شده و قرار بود حاضرين هر كدام بیایند و شعر مورد نظرشان را بخوانند. حضار خيلي مؤدبانه نشسته بودند و تماشا مي كردند.


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

1) ****
ناگهان به مسئول جلسه خبر مي دهند كه يكي از شاعران مشهور شهر در شب شعر حضور به هم رسانده است. مسئول اداره ي جلسه خبر حضور وي را به اطلاع حضار مي رساند. آنها همگي برمي خيزند و به افتخار او دست مي زنند. او با كمي ناز كردن بالاخره براي خواندن شعر حاضر مي شود و در برابر بلندگو قرار مي گيرد. چون خيلي شاعر مغرور و خودپسندي است مي گويد:« من به علت كمبود وقت يك شعر كوتاه مي خوانم:« پر، پرنده، پرواز !» حضار همگي برمی خیزند و كف ميزنند و سوت مي كشند. دسته گل به سمت شاعر پرتاب و بسيار اظهار شور و شعف مي كنند.
2) ****
(واما حضار مي گويند: دوباره! دوباره! دوباره!) شاعر مي گويد:« شعر ديگري هم تقديم مي كنم. اين بار مي خواند:« پرندگان! آسمان!» عده اي از حضار باعصبانيت به هم نگاه مي كنند. يكي از آنها مي گويد:« برو بيرون! يالله برو بيرون» بعد از آن لنگه ي كفش و ساير اشياء به سمت شاعر پرت مي شود. او بدون هيچ مكثي، باسرعت نور! جلسه را ترك و فرار مي كند.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/15306

فهرست زير سايت هايي هستند که به '"نمايشنامك"، فرهاد سلمانيان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008