« سالی گذ شت
و طعم شراب
زهر شد»
مرد گمشده می گفت
و پله های نفس گیر سال را
می رفت:
ـ به قله
یا غرقاب؟
|
advertisement at gooya dot com |
|
|
بیش از 3000 کانال تلویزیونی
|
|
|
Avicenna International College |
|
|
چه کسی بهتر تخته نرد بازی می کند؟ |
|
|
آنلاین بیلیارد بازی کنید و جایزه بگیرید |
|
« زائران عشق بودیم
ناگاه
گدایان نان شدیم...
چه فصل تلخ دلگیری..»
مرد گمشده
لختی درنگ کرد
سیاه و چینی وهندی
مسافران گریه وویرانی
مهاجران ایرانی
همشهری ستار
یادگار اشکهای حیدر
خمیده
و ژ نده
و گرسنه
از غارهای قدیمی تاریخ
می آمدند
وکارتهای اعانه
ارباب
رابا نان
و برنج
تاخت می زدند
«آه ای رنج های رفته بر باد
کجاییم ما؟
که جهان را سبز می خواستیم
وعشق را
عشق را
صدا می کردیم
کجائیم ما؟»
کسی در باد چیز ی گفت
وبی خانمانی
به رود تیره پیر
تف کرد
مرد گمشده را دیدم
می گریست و می رفت
مرغان دریایی
اندهش راتاب نیاورد ند
وبه فصل دیگر تاریخ
کوچ کردند
28مرداد 1383
پاریس
hooasadi@yahoo.fr