حقوق بشر در ایران











سه شنبه 16 تير 1383

آيا ديكتاتور ما بهتر از ديكتاتور آنهاست؟ مجيد محمدي

ايدهء بهتر بودن ديكتاتور ما از ديكتاتور ديگران در تاريخ انديشهء سياسي معاصر ايران ريشه دارد: در اين ايده استعمار بدتر از استبداد است و در برابر استعمار و دشمن خارجي بايد از استبداد داخلي حمايت كرد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اول. منطق بسياري از كساني كه در برابر فشارهاي خارجي امريكا و اروپا با توجيهات وطن دوستي يا هر توجيه ديگري از سياستهاي نادرست و گاه ابلهانهء دولت ايران كه همواره فرصت سوز و پايمال كنندهء منافع ملي بوده اند دفاع مي كنند يا مهر سكوت بر لب مي گذارند تنها اينست كه ” ديكتاتور ما بهتر از ديكتاتور آنها ست“. آنها فكر مي كنند كه خامنه اي از خودمان است و بوش و شارون غريبه اند. به عنوان مثال، تقريبا عموم ايرانيان منتقد چه در داخل و چه در خارج كشور در حوزهء مسائل مربوط به سلاحهاي هسته اي و گيرودار ايران با اروپا و سازمان بين المللي انرژي هسته اي مهر سكوت بر لب زده اند و از سياستهاي تنش زا و عمدتا بي ثمر ج.ا.ا. انتقاد نمي كنند، لابد با اين توجيه كه ” اقتدارگرا هاي ما بهتر از اقتدارگرايان ديگران هستند“؛ يا ” اگر شارون و بوش قصاب به سلاح هسته اي مجهز هستند چرا قصاب ما به اين سلاح مجهز نباشد“.

دوم. آنها كه براي اجراي منويات رهبر مافيا در مجلس انتصابي هفتم فراكسيون تشكيل مي دهند و مي خواهند منويات وي را به قانون تبديل كنند (روزنامهء شرق، نهم تير ماه :1383) غير از آنكه از رهبر مافياي خود در انتصابات تشكر مي كنند در واقع به همگان اعلام مي كنند كه ” ديكتاتور آنها از ديكتاتورهاي ديگران بهتر است“ و ديگران در منطقه قدر ديكتاتورهاي خود را بخوبي نمي دانند. مراسم شكر گذاري براي به سلامت در رفتن خامنه اي از ترور مجاهدين خلق تقدير از ديكتاتور وطني است چون پادو هاي مافيا ديكتاتور هاي غريبه را دوست ندارند. سياست راديو و تلويزيون دولتي ايران و روزنامهء كيهان و مانند آن همواره اين بوده كه آن قدر چهره اي مشمئز كننده از ديكتاتورهاي ديگران تصوير كنند كه مردم ايران به ديكتاتور وطني رضايت دهند. بدين ترتيب شايسته است هر روز سجدهء شكر بجا بياوريم كه ديكتاتور ما عبا و عمامه دارد و با اتكا به احكام نوراني اسلام شكنجه مي كند و آدم مي كشد و جوخه هاي ترور تشكيل مي دهد و ديكتاتورهاي ديگران در منطقه كت و شلوار و كراوات دارند و همهء اين كارها را بدون توسل به دين و شريعت انجام مي دهند.
نمايندگان يك پارلمان كه بايد 65 ميليون ايراني را نمايندگي و به دغدغه ها و مشكلات آنها رسيدگي كند كارشان اجرايي كردن نظرات فردي است كه ميزان فهم و دركش از مسائل جهاني و آنچه در جامعهء ايران مي گذرد از متوسط ايرانيان پايين تر است. متوسط درك تمام منصوبان وي در نهادهاي انتصابي و امامت جمعه نيز از درك عموم مردم پايين تر است (نگاهي بيندازيد به سخنرانيهاي حسني، مشكيني، خزعلي و ديگر ائمهء جمعه و ديگر منصوبان وي). اين رهبر معظم موسسات نظر سنجي مستقل را مي بندد و محققان آنها را در بند مي كند تا مثل كبك سرش را در برف كند و تحولات جامعهء ايران را نبيند يا از رويداد ها از مجراي دروازه باني چاكران درگاه خبر دار شود.
در نظامهاي غير دمكراتيك، كار بقيهء كساني كه درك و فهم عمومي شان از آن زير متوسط هم پايين تر است آنست كه چنين عقب مانده اي را به قدرت برسانند يا در قدرت نگاه دارند تا خود بتوانند در مناصب زير وي قرار گيرند. دستگاه ببو ياب دقيقا توسط همين زير ِ زير متوسط ها در بافت و سياق ساختار نظام جمهوري اسلامي اختراع شد تا مناصب اجرايي و قانونگذاري و قضايي توسط پادو ها و دست بوسان اشغال شوند. نظام گزينش در ايران دقيقا همين كاركرد را داشته و دارد تا كسي كه بالاي متوسط است به اين مشاغل راه نيابد. آنها نيز كه بالاي متوسط اند بايد در مصاحبه ها خود را جوري بنمايند كه زير متوسط اند تا بتوانند در مشاغل دولتي باقي بمانند يا آنها را اشغال كنند.

سوم. مي گويند براي كشور ديكتاتوري اسلامي- ايراني- كه فعلا اسمش را گذاشته اند ولايت فقيه- از ديگر انواع بهتر است چون اين فقه كپك زده و نظام ولايتمدار يا شاهمدار درونزاست و آن را خودمان توليد كرده ايم. اما جمهوري و دمكراسي و حقوق بشر بو مي دهند چون ساختهء ديگرانند. همانقدر ولايت فقيه توليد خودمان است كه اتومبيل پيكان. هر دو مونتاژ خودمان هستند و توليد هر دو هرچه زود تر متوقف شود كمتر به جامعه خسارت وارد مي شود. حتي اگر بخواهيم دمكراسي يا جامعهء مدني را به خودمان نسبت دهيم يا آنها را بپذيريم بايد آنها را اول به خودمان نسبت دهيم يا نمونهء اسلامي اش را پيدا يا اختراع كنيم تا حلال و پاك شوند. اين ”خود“ كه چنين قدرت پاك كننده و محللي دارد چگونه خودي است؟ اين دقيقا مثل آنست كه بگوييم جوراب من بوي بهتري از جوراب تو دارد چون پاي من در آن بوده است، درست زماني كه بواسطهء عرق كردن و طول مدت نسشته شدن بوي گند مي دهد.

چهارم. آنها كه ولايت فقيه را رمز مقابله با دشمنان خارجي معرفي مي كنند در واقع به مردم مي گويند كه ديكتاتورشان براي رهبري نيروهاي نظامي بهتر از ديكتاتورهاي جوامع ديگر است و ديكتاتوريها در مقابله با دشمنان خارجي كارا تر از دمكراسيها هستند. اين ديدگاه در قرن بيستم كاملا شكست خورده است و دمكراسيها يا كشورهايي كه مشاركت بيشتري را در ساخت سياسي شان داشته اند در جنگها موفق تر بوده اند. ديكتاتورها همواره در برابر خارجي انعطاف بيشتري از خود نشان مي دهند چون از مردم جامعهء خود بيشتر از خارجي ها - حتي اگر صبح تا شام ” دشمن“ ناميده شوند- واهمه دارند.

پنجم. ديكتاتور ايران بحق براي مافياي سياسي و پادو هاي آن سنگ تمام گذاشته است. امروز تمام عوامل خامنه اي از همهء منابع ثروت، منزلت (در حد و قامت جامعهء ايران)، و قدرت برخوردارند و اينها را با انواع حيله ها مثل نظارت استصوابي، گزينش ايدئولوژيك، اسلامي كردن و خفه كردن رسانه هاي مستقل از آن خود ساخته اند. حتي يكي از عوامل مافياي وي در نمايشهاي محاكمات قوهء قضاييه محكوم نشده اند. آنها اگر بر اين باور باشند كه ” ديكتاتورشان بهتر از ديگر ديكتاتورهاست “ حق دارند. اما چنين تصوري از زخم خوردگان مافياي سياسي و منقدان حكومت يا كساني كه در خارج از كشور زندگي مي كنند و از رانتهاي حكومتي بر خوردار نيستند به هيچ وجهي پذيرفته نيست. براي من ايراني كه هيچگاه از مواهب هيچ حكومتي در ايران بر خوردار نبوده ام و اگر در ايران بودم خانواده ام نگران بودند كه چه موقع در پشت ون سربازان گمنام امام زمان و انصار خامنه اي خفه شده ودر بيابانهاي ورامين رها خواهم شد چه تفاوتي است ميان بوش، شارون، صدام و خميني و خامنه اي: ” ديكتاتور ما دقيقا مثل ديكتاتورهاي ديگر است و در مواردي بدتر و قصاب تر“.

ششم. ايدهء بهتر بودن ديكتاتور ما از ديكتاتور ديگران در تاريخ انديشهء سياسي معاصر ايران ريشه دارد: در اين ايده كه استعمار بد تر از استبداد است و در برابر استعمار و دشمن خارجي بايد از استبداد داخلي حمايت كرد. با توجه به همبن ديدگاه بوده است كه مستبدان مدام از دشمنان موهوم خارجي سخن مي گويند، تئوري توطئه را مثل درخت كريستمس هر شب تزيين مي كنند و به نامي و رنگي به خلائق مي فروشند، هر روز جاسوس دستگير مي كنند و عوامل خارجي ها و آنها را كه از خارجي ها پول گرفته اند به اعتراف در برابر دوربين مافيا وامي دارند. همهء آنها كه استبداد را بر استعمار موهوم ترجيح مي دهند همچنان بايد در انفراديهاي استبداد مرجح وطني شب را به روز برسانند و در خيابان به دست عوامل ” آقا“ ترور شوند. يكي از نقاطي كه هر نيروي سياسي بايد براي به دست آوردن راي مردم در آينده بدان اتكا كند كندن دندان فاسد اين ترجييح است. براستي آيا صدام بدتر از برمر و بوش نيست؟ آيا شارون به خامنه اي و عواملش شرف ندارد؟ اگر مردمي مانند فلسطيني ها در ايران بودند و به قول برادران انصار عمليات استشهادي انجام مي دادند خامنه اي و مافيايش نسل آنها را زودتر از اينها از روي زمين پاك مي كردند به همان ترتيب كه دهها هزار زنداني را در سال 1367 به قتل رساندند. كافي است آخوند زير متوسطي مثل خامنه اي حكم محارب را براي آنها صادر مي كرد، حكمي كه از سوي شارون حداقل براي تمام فلسطيني ها صادر نشده است. امروز تيم خامنه اي را به جاي صهيونيستها بر اسراييل حاكم كنيدو بعد حمام خون را تماشا بفرماييد. در حكومت امروز ايران غير ممكن است كه رايي از دادگاهها عليه منويات خامنه اي بيرون بيايد اما ديوان عالي اسراييل عليه شارون حكم صادر مي كند ( در مورد ديوار حائل ميان اسراييل و فلسطيني ها). تا تابوي برتري خامنه اي و عواملش و مانند آنها بر قصابان خارجي وجود دارد روحانيت معظم بر ايران بر خر مراد سوار خواهد بود.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9756

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آيا ديكتاتور ما بهتر از ديكتاتور آنهاست؟ مجيد محمدي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008