حقوق بشر در ایران











دوشنبه 24 فروردين 1383

اگر راست مي گويند: يك پيشنهاد (غير) عملي و با مخاطرات كمتر به امريكاييهاي جنگ طلب، مجيد محمدي

سرنوشت طالبان و صدام را بايد مدام به ياد مافياييان آورد تا بدانند در اين دنيا هميشه دست بالاي دست بسيار است و هرچه قدر كه بيرحم باشند بيرحم تر از آنها نيز وجود دارد.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

يكم. با توجه به پايان جنگ امريكا و عراق و بازگشت رهبر مافياي سياسي به منطقهء مسكوني پاستور در مركز تهران و استقرار وي در اين منطقه پس از هفته ها اينور و آنور خوابي و خوابيدن بدون دغدغهء وي در اين منطقه (در زمان جنگ، مقام عظماي ولايت و رهبر جهان اسلام هر شب از يك خانه به خانه اي ديگر مي رفت تا مگر بمب امريكاييها بر سرش نريزد)، امريكاييها اگر در سخنان خود مبني بر جنگ با تروريزم و استبداد در خاورميانه صادق هستند بايد با بمبهاي دقيق خود ستاد اصلي مافياي سياسي در ايران را مورد حمله قرار دهند. امريكاييها اگر راست مي گويند و خامنه اي عامل آشوب در عراق پس از صدام است بايد درس خوبي به اداره كنندگان اين جريان در ايران بدهند. اگر قتل رهبر حماس از نگاه امريكاييها به دست اسرائيل كاري قابل دفاع است (كه من چنين باوري ندارم) قتل خامنه اي و مافيايش به دست امريكاييها- هم با منطق بوش و هم با منطق خامنه اي - قابل دفاع تر است چون هر چه رهبر حماس مي كرد خامنه اي بيش از آن را مرتكب شده و بيش از وي استحقاق آن را دارد. اين حمله اگرچه مورد پذيرش مخالفان خشونت – از جمله نويسندهء اين نوشته – نيست از چند جهت با موازين امريكايي ها تعارضي ندارد:

1. آنها همانند اسرائيليها در حملهء موشكي به كساني كه در اقدامات نظامي مشاركت دارند منعي نمي بينند.
2. آنها در عين آنكه بلاهت مافياي سياسي را خوش مي دارند از پيش بيني ناپذيري آن واهمه دارند و بدشان نمي آيد با هزينهء پايين از شر آن خلاص شوند.
3. پس از يازدهم سپتامبر 2001 تغيير رژيمهاي سياسي به يك اصل در سياست خارجي امريكا تبديل شده است.
4. آنها از اين روش براي از ميان بردن صدام و بن لادن استفاده كردند كه چندان موفق نبود.
5. حكومت خامنه اي همهء شرايطي را كه توسط امريكاييها براي توجيه حمله به عراق ذكر شد دارد و از اين جهت عدالت ” امريكايي“ – آن چنان كه نو محافظه كاران آن را بيان مي كنند - حكم مي كند كه خامنه اي نيز به همكاران و رفقاي بسيار نزديكش يعني ميلوسويچ، صدام و ملا عمر بپيوندد؛ يا حداقل فراري يا دستگير شده و از رجز خواني براي شهروندان ايراني باز ماند.

دوم. اين نوع حمله در مقايسه با حملهء نظامي به عراق و اشغال كل كشور عراق با نيروي نظامي، كمتر با موازين حقوق بشر، عدالت و حقوق بين الملل تعارض دارد به اين دلايل:
1. شرور ترين شهروندان ايراني كه هر يك در قتل و شكنجهء هزاران شهروند ايراني دخالت داشته اند به بيت خامنه اي رفت و آمد دارند و نگهبانان وي نيز از مورد اعتماد ترين عناصر مافيا انتخاب شده اند. عدم امنيت مافيا از قبل قابل اعلام است تا افرادي كه براي تظلم خواهي به دربار مافيا مي روند به آن منطقه نزديك نشوند. بدين ترتيب در حملهء غير مترقبه به دربار سلطان فقيه انسان بيگناهي كشته نخواهد شد.بهترين زمان حمله هنگامي است كه همهء منصوبان خامنه اي در درگاه مافيايي وي شرف حضور دارند، در ايامي مثل عيد بطر يا قربان. مردم ايران شايستگي اين هديه را از امريكاييهاي جنگ طلب دارند.
2. محاكمهء جنايتكاران مسلح همواره تنها روش اجراي عدالت نبوده است. بسياري از جنايتكاران در رويارويي مسلحانه كشته مي شوند.
3. اگر مردم ايران از شر مافيا بدون حملهء گستردهء نظامي و تخريب تاسيسات پايهء كشور خلاص شوند نه تنها از امريكاييها شكايتي نخواهند داشت بلكه اين امر كودتاي سال 1953 را جبران خواهد كرد و ايالات متحده به دوست نزديك و متحد مردم ايران تبديل خواهد شد.
4. جنايات مافياي خامنه اي و پيش از آن انصار خميني در طول 25 سال گذشته (بسياري از اعضاي مافياي وي همانها هستند كه در دورهء خميني نيز به ترور و آدمكشي مشغول بوده اند) و محكوميت خامنه اي و هاشمي رفسنجاني در دادگاه ميكونوس قتل آنها را به پيگيري قضايي احكام دادگاهها تبديل مي كند. بقيهء منصوبان خامنه اي در تباه كاري و صدور يا اجراي احكام قتلهاي زنجيره اي و مانند آنها دست كمي از خامنه اي و هاشمي ندارند.
5. امريكاييها با اين حملهء بدون چمداشت به جهانيان و مردم خاورميانه نشان خواهند داد كه خواستار دمكراسي در اين منطقه بدون هيچ چمداشتي هستند.

اگر در عالم واقع نمي توان به انطباق كامل اعمال و اقدامات قدرتها با موازين حقوق بشر، عدالت و حقوق بين اللمل دست يافت، حد اقل مي توان به تعارض كمتر آنها انديشيد. همان طور كه هيچ كس دولت بوش را براي رها كردن مردم عراق از شر صدام ملامت نمي كند – ملامتها بخاطر يك جانبه گرايي و دروغ گوييهاي دولت بوش است- هيچ كس بوش در دورهء بعدي رياست جمهوري اش – كه انتخاب وي متاسفانه احتمال بالايي دارد- را براي خلاص كردن مردم ايران از شر مافياي خامنه اي آن هم با روشي بسيار كم ضرر براي مردم ايران سرزنش نخواهد كرد.

سوم. ممكن است كساني استدلال كنند كه در صورت حذف خامنه اي و رفقا و پادوهاي شرورش مستبدان ديگري جاي آنها را خواهند گرفت، همچنانكه با رفتن شاه همان نظام استبدادي به صورت ولايت فقيه بازتوليد شد يا با مرگ خميني تباهكار ديگري جايگزين وي شد. اما
اول آنكه حذف گروهي از مستبدان اگر براي جامعه كم هزينه باشد –مثل اجراي عدالت در مورد مافيا با بمباران مقر اصلي آن كه شرور ترين شهروندان ايراني و عراقي را گرد آورده و در نهاد هاي مختلف انتصابي جاي داده – حداقل ساختار استبدادي را با وقفه مواجه كرده و به مردم ايران اين مجال را مي دهد كه در دوره اي كوتاه مدت نفسي تازه كنند و بخشي از نيروهاي اجتماعي آزاد شوند، همان اتفاقي كه در سالهاي 1357- 1360 البته با هزينهء زياد اتفاق افتاد.
دوم آنكه در فرايند بازتوليد نظام استبدادي حداقل اقشار و گروههاي تازه – هر چند محدود – در جامعهء سياسي نمايندگاني پيدا خواهند كرد، همان اتفاقي كه براي روحانيت در سالهاي پس از انقلاب افتاد. روحانيت نه تنها به جامعهء سياسي وارد شد بلكه پس از سال 1360 آن را تماميت طلبانه از آن خود كرد.
سوم آنكه پس از مرگ خميني، يك دهه طول كشيد تا خامنه اي توانست شرور ترين نيروها را كه در نهادهاي حكومتي مرتبط با اِعمال زور پراكنده بودند سازماندهي كرده و در نهاد هاي مختلف منصوب كند. حذف اين نظام مافيايي ِ بعضاً مبتني بر نظام خويشاوندي، حداقل يك دهه به مردم فرصت مي دهد كه در فرهنگ سياسي خود دستكاري كرده و در عناصر اقتدارگرايانهء آن تجديد نظر كنند، بالاخص آنكه اكنون 90 در صد مردم ايران رژيم استبدادي فقها را خوش نمي دارند.
و چهارم آنكه ممكن است پس از خلاصي مردم ايران از مافياي خامنه اي بواسطهء فرهنگ استبداد پذيزي و خويشاوند گرايي، مستبد يا مستبدان ديگري قدرت را به دست گيرند، اما معلوم نيست كه اين گروه مستبد بالضروره به شكل مافيايي عمل كند. خامنه اي به دليل عدم اتكا به هرگونه طبقه يا قشر اجتماعي چاره اي بجز شكل دادن به يك ساختار مافيايي نداشت. همچنين نزديكي خامنه اي با محافل نظامي، شبه نظامي، امنيتي و قضايي در دورهء خميني از يك سو و فقدان هرگونه مشروعيت سياسي وي زمينه را يراي مافيايي عمل كردن وي فراهم كرد، اما معلوم نيست كه مستبدان بعدي – جانشيناني مثل هاشمي شاهرودي يا مشكيني يا امثال آنها اگر از حملهء موشكي جان سالم به در آورند - بالضروره داراي چنين ويژگي اي باشند.

چهارم. مطئنم كه دولت موجود امريكا اين كار را نخواهند كرد به چند دليل:
اول. آنها از اين نكته واهمه دارند كه با زدن سرحكومت نهاد هاي انتصابي، ممكن است ايران به سمت يك نظام انتخابي كامل حركت كند كه چندان مورد نظر آنها نيست و خادماني نادان و عقب افتاده مثل اعضاي مافيا را به همكاراني مثل نهاد هاي انتخابي ترجيح مي دهند.
دوم. آنها مي دانند كه ايران در صورت خلاصي از مافيا به سمت اسلامگرايي بيشترسوق داده نخواهد شد اما مي خواهند اگر رژيمي را ساقط كردند نظام سياسي ” مشتري“ براي خود توليد كنند (مثل عراق و افغانستان) ونه يك نظام مستقل و داراي حاكميت دمكراتيك.
سوم. مشكلات موجود امريكاييها در افغانستان و عراق به آنها فعلا مجال قكر كردن به جبههء ديگري را نمي دهد.
چهارم. امريكاييها هنوز قصابان خامنه اي را لايق تر از قصابان سلطنت طلب مقيم امريكا و قصابان مجاهدين خلق مقيم عراق و اروپا براي حفظ امنيت در كشور و منطقه مي دانند. امريكاييها كشور ديگري را همانند افغانستان دوران طالبان و هرج و مرج و جنگ داخلي آن نمي خواهند.
و پنجم. در سقوط خامنه اي آن منافعي كه از سقوط صدام براي شركتهاي امريكايي حاصل شده به بار نخواهد آمد. امريكاييها در ديگي كه براي آنها نجوشد حتي يك ليوان آب يا يك ارزن هم نمي ريزند. قبل از 11 سپتامبر 2001 نمايندگان طالبان به واشنگتن دي سي رفت و آمد داشتند و هنگامي كه بن لادن به سراغ آنها آمد طالبان از نگاه حاكمان امريكا به گروهي قرون وسطايي تبديل شدند.

پنجم. سايهء ترس از مورد حمله واقع شدن مافيا چندين فايده براي مردم ايران دارد. مافياييان از خدا و مردم ايران نمي ترسند چون آنها را دست بسته مي بينند اما از رامسفلد و بوش مي ترسند چون آنها را آمادهء حمله مي بينند و دانند كه بوش و رامسفلد از جنس خود آنها هستند و براحتي مي توانند هزاران انسان را يه دم تيغ بفرستند. اين ترس هميشگي باعث مي شود كه نتوانند هزاران جنايت را پشت سر گذاشته و شبها راحت به خواب روند. مافياي خامنه اي با قتلهاي نويسندگان و فعالان سياسي در سالهاي 1376- 1377 صدها روشنفكر و فعال سياسي را در اين وضعيت ترس آلود قرار دادند كه ممكن است هر لحظه ربوده شده و پشت ون خفه شده و جسد آنها در بيابانها رها شود. پس از آن قتلهاي استخاره اي همهء كساني را كه سبك زندگي ديگري دارند را در معرض كشتار مافياييان قرار داد. اكنون بد نيست خامنه اي و رفقا شبها از ترس بمباران و موشكهاي دقيق امريكايي از يك سوراخ به سوراخي ديگر بخزند. جالب است كه مقام عظماي ولايت و رهبر جهان اسلام – چنانكه بوق تبليغاتي مافيا از وي ياد مي كند – همانند زمان جنگ امريكا عليه صدام هر شب از يك خانه به خانهء ديگر منتقل شود و نشستن بر سر منقل چندان براي وي فرح بخش نباشد. در آن صورت ديگر ترياك نخواهد توانست رهبر مافيا را در فراموشي جناياتش چندان ياري كند. سرنوشت طالبان و صدام را بايد مدام به ياد مافياييان آورد تا بدانند در اين دنيا هميشه دست بالاي دست بسيار است و هرچه قدر كه بيرحم باشند بيرحم تر از آنها نيز وجود دارد. اين ترس از ميزان جنايات آنها نخواهد كاست اما آرام و قرار ناشي از سبعيت را از آنها خواهد ستاند. در برخي شرايط، اين ترس ممكن است موقتا برخي فشارها را بكاهد يا از يك حوزه به حوزهء ديگر منتقل كند. تحت فشار غربي هاست كه مجازات قرون وسطايي سنگسار فعلا به تعليق در آمده است. با اندكي فشار زندانهاي انفرادي طولاني مدت از ميان خواهد رفت. همچنين فشارهاي پس از قتل زهرا كاظمي به دست مرتضوي و ديگر عوامل مستقيم خامنه اي در دادستاني بساط گسترده اي كه براي شكنجه و اعتراف گيري در بند تازه ساخت اوين چيده شده بود بر چيده شد. مرحوم زهرا كاظمي با مرگ خود به هزاران نفر از مخالفان نظام مافيايي ولايت فقيه خدمت شاياني كرد.

ششم. من با جنگ امريكا عليه عراق مخالف بوده و هستم. من همچنان با توسعه طلبي امريكاييها و اشغال ديگر كشورها توسط آنها مخالف بوده و هستم. اما اگر ديكتاتورها را بدون اشغال كشورها و بدون ريختن بمب بر سر شهروندان بيگناه – مثل مورد صربستان – بر كنار كنند از آنها ممنون خواهم شد. زدن بيت مافيا و خلاص كردن يك ملت از شر جنايتكارترين حاكمان خود نه تنها حملهء نظامي به شمار نمي رود بلكه بزرگترين خدمت به آنهاست و اين دقيقا خدمتي است كه امريكاييها به مردم آلمان با بركناري هيتلر كردند. در ميان اعضاي رده بالاي مافياي سياسي ايران يعني اعضاي بيت رهبري، اعضاي مجمع تشخيص مصلحت و شوراي نگهبان، مقابات بالاي قوهء قضاييه و سپاه و نيروي انتظامي و اعضاي مجلس خبرگان و همچنين رده هاي مياني و پاييني مافيا مثل انصار حزب الله كه همواره تعدادي از آنها در خدمت ”آقا“ي مافيا هستند كسي نيست كه يا فتواي قتل نداده باشد، عمليات ترور و قتل طراحي نكرده باشد، كسي را با دست خود خفه نكرده باشد، به هنگام بازجويي سر كسي را به ميز نكوبانده و وي را نكشته باشد، دهها زنداني سياسي را در زندان جلوي جوخه قرار نداده و حكم تير باران نداده باشد و... . اگر كسي چنين سابقه اي نداشته نمي توانسته مورد اعتماد خامنه اي و رفقا قرار گرفته باشد. كشتن خامنه اي و اعضاي باندي كه مرتكب هزاران جنايت شده اند در كشوري كه حكم اعدام لغو نشده عين عدالت است و نه خشونت. چه كسي گفته است كه يك گروه كوچك مي تواند هر روز جنايت كند و بواسطهء قدرت از عدالت بگريزد. هركس كه مردم ايران را از شر مافياي خامنه اي نجات دهد تا ابد آنها را وامدار خود خواهد كرد.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/6350

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اگر راست مي گويند: يك پيشنهاد (غير) عملي و با مخاطرات كمتر به امريكاييهاي جنگ طلب، مجيد محمدي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008