حقوق بشر در ایران











شنبه 18 بهمن 1382

پوشه آژیرهای زرد، نوشابه اميري

نوشابه اميري
مردمانی صبور که هر گاه از راحت و ناراحت بگذشتند ـ و می گذرند ـ، نه از سر سیری که از سر آرزومندی بوده است. آنان اگر با صبوری و صبوری، جنگ و مرگ و ویرانی و غارت و نامردمی را تحمل کردند، هماره شوریده دل فردایی بودند دیگرگون.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

آن آژیرها. آزیرهای زرد جنگ. جنگ تحمیلی برمردم ایران؛ و به این معنا که "هواپیماهای حامل بمب یا درراهند و یا خطر نزدیکی آنها وجود دارد."

درپی برخاستن آن صدا، باید هرجاکه بودی، خود به امن جایی می رساندی همراه با رادیو.در اضطراب و تاریکی، لحظه نبود که می گذشت، عمربود.

آن آژیر، چندی که می گذشت، یا قرمز می شد به معنای حتمی بودن حمله، یا سفید که به ظاهر خبر از گذشتن خطر می داد.
بعدها به تجربه دریافتیم که آژیرها خیلی هم به موقع کشیده نمی شدند. گاه هواپیما، بمب اش را ریخته بود و رادیو هنوز آزیر نکشیده، و چه بسیار مواقع که بمبی درکار نبود و رادیو آژیر می کشید.

بمب که ریخته می شد، ابتدا نفس، محبوس سینه بود. و صدای بمب که شنوده می شد، اولین فکری که به ذهن خطورمی کرد: روی خانه ما نبود. وسپس نفسی به راحتی. اما هنوز نفس راحت بیرون نداده، درمی یافتیم که یا بمب دیگری در راهست یا بمب پیشین، خانه مادری، پدری، کسی، شهروندی، هموطنی را ویران کرده ست و آه مان آن جا بود که بر می آمد و...

آن روزها از آن به یاد آوردم که تلویزیون صحنه استعفای جمعی نمایندگان منتخب مردم رانشان می داد. درپوشه هایی زرد. صدای آژیر می آمد، هرچند آژیری دیرهنگام. آژیر مردمانی صبور که تاریخ آنان را "نجیب" خوانده و زندگی نیز چنین بنموده . هرچند کاسه صبرشان که سرآمده، نه تاریخ فراموش کرده و نه آنان که تاریخ نمی خوانند.

مردمانی صبور که هر گاه از راحت و ناراحت بگذشتند ـ و می گذرند ـ، نه از سر سیری که از سر آرزومندی بوده است. آنان اگر با صبوری و صبوری، جنگ و مرگ و ویرانی و غارت و نامردمی را تحمل کردند، هماره شوریده دل فردایی بودند دیگرگون. اگر دیدند و به روی خویش نیاوردند، شنیدند و ناشنوده گذاشتند، میدان دادند و دایره های خود را تنگ تر وتنگ تر کردند، عقب نشستند، گاه پیش آمدن های ازسر ناحق، به سکوت برگزار کردند قداره کشی هارا، سپر از مهر کشیدند در برابر نامهری ها .... همه و همه به امیدهایی بود، به آرزوهایی . آرزوی رهایی، آزادی، قانون سالاری، پیروزی و سربلندی میهن ...

سال 76 هم به میدان آمدند، باز به مهربانی و چه زیبا گفتند چه می خواهند و چه نمی خواهند. همه به این امید که شنوده شوند، دیده شوند، دوباره حریم انسانی شان شکسته نشود، سهم شان ازآزادی، کم از دیگری نباشد. هیچ کس دوباره شاهد پایمالی حق خویش و دیگران نباشد. همه را حق مشارکت در تعیین سرنوشت باشد، قانون سایه بان باشد زندگانی ها را. بر زور و زورمداری نقطه پایان گذاشته شود.هیچ کس نهراسد بی دلیل. همه بهراسند ازدلیل. همه مسئول باشند و پاسخگو، همه صاحب حق باشند و حق صاحب باشد همه را. ...

و باز آنان که تاریخ نمی خوانند و شترها را تنها بر در خانه همسایگان به یاد سپرده اند، فراموششان شد آن پیام. نسیم نوزیده، چه خاک ها که به پا نکردند. صدا برنیامده، چه آوازها بر دار نکشیدند. دهان نگشوده، چه لبان که ندوختند و صبح ندمیده، چه خروسان که نخواندند.

باز دوران دیگر شد. امید ماسید. یاس، یاس شد و دل انبان غروب های طولانی. جمعه ها، مرده می بردند کوچه به کوچه و هر شنبه که سپیده می زد، کفنی بر تن روزنامه ای . سنگی بر گورعشقی نانوشته، و بهمن اندوه که سرریز می شد به قصد بر انداختن نطفه آرزو....

بی خبر آنکه آرزو با آدم بوده است و با آدم خواهدبود. انسان آمده ست برای خواستن، طلبیدن، کوشیدن، نماندن، رفتن و شاید هم نرسیدن، اما رفتن. و چنین بود که باز آدمیانی به پاخاستند، در دایره های کوچک لیک در وسعت بسیار. دایره ها بزرگ شدند، از پوشه های زرد سر بر آوردند و شنیدیم آژیر زرد را. آن رادیو هنوز هم به موقع آژیر نمی زند، یا آنگاه می زند که نباید. و هستند کسانی که فکرمی کنند بمب بر سر همسایه خواهد ریخت.

به هر روی، آنان را که گوش به نوای بهنگام تاریخ و مردمان ، چه باک؟ شنودن بهنگام ماندنیست، برخی ماندن ها تنها شنیدنیست.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/4355

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پوشه آژیرهای زرد، نوشابه اميري' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008